طلاق، تلفن‌های هوشمند و کنترل؛ طالبان چگونه افغانستان را اداره می‌کند؟

    • نویسنده, کاوون خموش
    • شغل, سرویس جهانی بی‌بی‌سی
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۹ دقیقه

عبدالله سرحدی، والی، برای درمان دست شکسته یک پسر پول می‌دهد و برای یک مسجد محلی کمک مالی توزیع می‌کند؛ سپس در دفتر او در شمال افغانستان، گفت‌وگویی حیرت‌آور شکل می‌گیرد.

زن جوانی به فرمانده پیشین طالبان با ریش خاکستری می‌گوید که می‌خواهد از شوهرش طلاق بگیرد؛ او شوهرش را متهم می‌کند که ماه‌ها او را آزار داده و کتک زده است.

او حاضر نیست پاسخ منفی را بپذیرد.

در کشوری که دختران از تحصیل در مقطع متوسطه منع شده‌اند، این زن ۱۸ ساله با آرامش و اعتماد به نفس از خواسته خود دفاع می‌کند، در حالی که صورتش کاملا پشت نقاب و عینک آفتابی پنهان است.

او می‌گوید: «اگر کوچک‌ترین امکانی برای ادامه زندگی مشترک وجود داشت، اینجا نمی‌آمدم... تصمیمم را گرفته‌ام.»

والی پس از آنکه تلاش می‌کند او را از طلاق منصرف کند، بعدتر می‌گوید زنان «بی‌عقل» و «از نظر فکری ناقص» هستند؛ حرفی که با خنده مقام‌های مرد، محافظان و بزرگان حاضر در اطراف او روبه‌رو می‌شود.

این لحظه، پنج سال پس از آنکه طالبان در سال ۲۰۲۱ دولت مورد حمایت آمریکا را کنار زد، تصویری نادر از واقعیت‌های روزمره حکومت این گروه ارائه می‌دهد.

در این مدت، زنان از بیشتر محیط‌های کاری کنار گذاشته شده‌اند، از رفتن به دانشگاه منع شده‌اند و اجازه ندارند به تنهایی سفر کنند یا به پارک‌ها و مراکز تفریحی بروند.

بی‌بی‌سی در دیدارهایی طی دو سال، دسترسی کم‌سابقه‌ای به چهره‌های بانفوذ این گروه اسلام‌گرای افراطی پیدا کرد و با مردانی وقت گذراند که زمانی حملات انتحاری را طراحی می‌کردند یا سال‌ها در مخفیگاه‌های زیرزمینی زندگی می‌کردند، اما اکنون مقام‌های حکومتی هستند و یا یونیفورم نظامی بر تن کرده‌اند.

گروه طالبان وقتی قدرت را پنج سال پیش در دست گرفت ادعا کرد که تغییر کرده است، اما بسیاری از سیاست‌های آن مشابه تفسیر سختگیرانه‌ای از شریعت اسلامی، است که این گروه در دهه ۱۹۹۰ اجرا می‌کرد.

مردانی که با آنها دیدار کردیم، به نظر می‌رسد می‌خواهند خود را معقول نشان دهند، اما تمایلی به صحبت درباره خشونت‌های گذشته خود نداشتند. همچنین لحظاتی از تنش میان حاکمان و مردمی که بر آنها حکومت می‌کنند دیدیم.

والی سرحدی می‌گوید طوبا، که نام واقعی او نیست، باید در این ازدواج بماند.

سرحدی می‌گوید: «خوب سنجش کن. فردا صبح که جدا شویم چه کسی با من ازدواج خواهد کرد؟ باید چیزهای زیادی را زیرپا کنی. چون شما بدنام می‌شوید. شما بی‌عزت می‌شوید.»

او پاسخ می‌دهد: «آقای والی، عفت و عزتی که داشتم را همین حالا هم این مرد از بین برده است.»

شوهرش گوش می‌دهد و منتظر نوبت خود برای صحبت است.

بر اساس شریعت، زنی که از شوهرش می‌خواهد با طلاق موافقت کند، باید درخواست «خلع کند» که طبق آن ممکن است مجبور شود بخشی یا تمام مهریه‌ای را که هنگام ازدواج از او دریافت کرده بازگرداند. معمولا بر سر یک توافق مالی توافق می‌شود. اما شوهر این زن می‌گوید چهار برابر آن مبلغ را می‌خواهد و خانواده زن حاضر نیستند آن را بپردازند.

والی می‌گوید باید اتاقی جداگانه در اختیار زن قرار گیرد. او اضافه می‌کند که مقام‌ها به شوهر هشدار خواهند داد او را کتک نزند، «وگرنه زندانی می‌شود».

پدر طوبا که قانع نشده، بعدتر به بی‌بی‌سی می‌گوید خانواده از طریق دادگاه‌ها برای طلاق اقدام خواهد کرد، هرچند در نظام قضایی طالبان، گرفتن طلاق برای زن بدون رضایت شوهر بسیار دشوار است.

سرحدی در نخستین دوره حکمرانی طالبان در دهه ۱۹۹۰ فرمانده نظامی بود. او از جمله هزاران شورشی بود که در اواخر سال ۲۰۰۱، همزمان با سرنگونی طالبان به دست ائتلافی به رهبری آمریکا، تسلیم شدند.

او چند سال در بازداشت آمریکا در گوانتانامو نگهداری شد، اما در نهایت آزاد شد.

وقتی طالبان دوباره قدرت را در دست گرفت، او والی شد؛ ابتدا در ولایت بامیان و سپس، زمانی که اواخر ژوئن با او دیدار کردیم، در شهر شبرغان در ولایت جوزجان. او به‌تازگی معاون فرمانده یک قول اردوی نظامی در ولایت قندوز در شمال افغانستان شده است.

او در حالی که با یک تلفن همراه قدیمی با صفحه‌ای کوچک کار می‌کند، می‌گوید ممنوعیت تازه استفاده مقام‌ها از تلفن‌های هوشمند، کارها را کند کرده است. «قبلا می‌شد سریع یک پیام فرستاد... اسناد را ارسال کرد و زود جواب گرفت.» او اضافه می‌کند اگر بیشتر درباره این ممنوعیت‌ها حرف بزند، «دردسر درست می‌شود».

اما از جنبه‌های دیگر، به نظر می‌رسد جهان‌بینی او نسبت به موضع طالبان در ۲۵ سال پیش تغییر چندانی نکرده باشد. آن زمان او فرمانده نظامی در بامیان بود؛ جایی که طالبان مجسمه‌های باستانی و عظیم بودا را منفجر کرد و شوک و محکومیت بین‌المللی به دنبال داشت.

او ابتدا تلاش می‌کند از پاسخ دادن به پرسش‌های ما درباره این آثار باستانی خودداری کند، اما سرانجام می‌گوید: «با دست‌های خودم آن را نابود کردم.»

«هر کاری که کردیم و می‌کنیم مطابق دستورات و قانون اهلی است... ما بت‌شکن هستیم، بت‌فروش نیستیم. چرا باید پشیمان باشم؟ حکم الهی است.»

در پایتخت، کابل، با یکی دیگر از چهره‌های ارشد طالبان دیدار می‌کنیم که گذشته خشونت‌آمیز خود را با نقشی در دستگاه حاکم جایگزین کرده است.

حبیب‌الله بدر ما را با یک خودروی زرهی در خیابان‌ها می‌گرداند.

او می‌گوید پیش‌تر «مسئول عملیات مهاجمان انتحاری» در کابل بوده است.

او می‌گوید: «همه جاده‌ها و خیابان‌ها را خیلی خوب می‌شناسم... تمام اطلاعاتی را که درباره کابل و کوچه‌هایش لازم داشتیم در اختیار داشتیم. بعضی مناطق بود که طراحی عملیات برای آنها زمان زیادی می‌برد.»

در حملات انتحاری طالبان هزاران نفر در افغانستان، از جمله شمار زیادی غیرنظامی، کشته شدند.

با این حال بدر درباره گذشته خود محتاطانه صحبت می‌کند، چون نگران است این کار «مردم را ناراحت کند» و «زخم‌ها را دوباره باز کند».

وقتی درباره کشته شدن غیرنظامیان از او پرسیده می‌شود، می‌گوید طالبان کاروان‌های آمریکایی را هدف قرار می‌داد و از غیرنظامیان خواسته شده بود از پایگاه‌های نیروهای خارجی فاصله بگیرند.

هر بار که تلاش می‌کنم درباره حملات مشخصی که در مناطق غیرنظامی رخ داده از او سوال کنم، از پاسخ دادن طفره می‌رود.

او در حال حاضر برای درمان پزشکی از مسئولیت‌های رسمی خود فاصله گرفته است، اما پیش‌تر معاون اداره زندان‌های سراسر کشور بود و همان زندانی را اداره می‌کرد که در دوره دولت پیشین، خودش در آن با حکم اعدام زندانی بود.

بدر از ما دعوت می‌کند در یک گردهمایی قومی همراه او باشیم؛ جایی که قرار است رئیس یک بنیاد خیریه با اهدای مدال از او تقدیر کند. اما ماجرا مسیری غیرمنتظره پیدا می‌کند.

سلطان محمد طلایی می‌گوید: «آقای بدر افتخار افغانستان و یک مبارز بزرگ است. اما من یک گلایه هم دارم. اگر مدارس و آموزش برای همه باز بود، کار بزرگی برای افغانستان می‌شد. امیدوارم این حرف باعث ناراحتی شما نشود.»

سکوتی سنگین برقرار می‌شود و حاضران نمی‌دانند چگونه واکنش نشان دهند. میکروفون طلایی آهسته از او گرفته می‌شود.

او بعدا به بی‌بی‌سی می‌گوید: «درخواست کردم مدارس دختران بازگشایی شود... کسب دانش در اسلام بر مرد و زن واجب است.»

او اضافه می‌کند: «چیزهای دیگری هم می‌خواستم بگویم، اما نگذاشتند بیشتر صحبت کنم.»

اغلب کسانی که آشکارا انتقاد می‌کنند با پیامدهایی بسیار شدیدتر روبه‌رو می‌شوند.

زنانی به ما گفتند به‌دلیل رویاهایی که در نتیجه محدودیت‌های آموزشی بر باد رفته، دچار ناامیدی عمیقی شده‌اند و دوستانشان به‌دلیل اعتراض زندانی شده‌اند.

بیشتر خبرنگارانی که با آنها صحبت کردیم گفتند از سوی سازمان اطلاعات طالبان، استخبارات، احضار یا بازجویی شده‌اند.

بی‌بی‌سی برخی از این نگرانی‌ها را با سخنگوی حکومت طالبان، که با نام ذبیح‌الله مجاهد شناخته می‌شود، در میان گذاشت.

او از سال ۲۰۲۱ از چهره‌های شاخص حکومت طالبان بوده است. او همچنان از نام مستعاری استفاده می‌کند که سال‌ها در دوران جنگ با آن شناخته می‌شد، اما به ما گفت نام واقعی‌اش طاهر شاه صدیقی است و برای نخستین بار آن را به‌طور عمومی فاش کرد.

در یک مرکز مطبوعاتی مجلل که آمریکایی‌ها برای دولت پیشین تامین مالی کرده بودند، از او درباره نخستین کنفرانس خبری‌اش در همان‌جا می‌پرسیم؛ کنفرانسی که دو روز پس از به‌دست گرفتن کنترل کشور از سوی طالبان برگزار شد.

او آن زمان به جهان گفته بود حکومت طالبان به زنان اجازه خواهد داد «در چارچوب‌های ما» کار و تحصیل کنند و آنها در جامعه «بسیار فعال» خواهند بود. چرا طالبان به قول خود عمل نکرد؟

او پاسخ می‌دهد: «ما در چارچوب شریعت به حقوق زنان، آزادی بیان و مسائل دیگر متعهد هستیم. باید همه چیز را از دریچه شریعت ببینیم.»

او اضافه می‌کند اجازه دادن به زنان برای کار در اداره‌هایی مانند دفتر خودش «سبب مفاسد» می‌شود و «عزت آن‌ها زیر سوال قرار می‌گیرد».

او می‌گوید موضوع آموزش زنان «در دست بررسی است... ما برای آن به راه‌حلی مبتنی بر شریعت نیاز داریم».

وقتی درباره سرکوب آزادی رسانه‌ها از سوی طالبان از او پرسیده می‌شود، می‌گوید: «در جامعه‌ای مانند افغانستان، محدودیت‌های خودمان را داریم. نمی‌توانیم اجازه دهیم رسانه‌ها هر تبلیغاتی را که می‌خواهند انجام دهند... آنها نمی‌توانند برخلاف شعایرو احکام اسلامی رسانه‌ها برنامه پخش کنند.»

حکومت طالبان در کابل مستقر است، اما مجاهد زمان زیادی را در شهر قندهار در جنوب، پایگاه اصلی طالبان، می‌گذراند؛ شهری که برخی اکنون آن را پایتخت غیررسمی این گروه می‌نامند.

درخواست می‌کنیم با رهبر طالبان، هبت‌الله آخوندزاده، که در آنجا مستقر است، دیدار کنیم. او به‌ندرت در انظار عمومی ظاهر می‌شود و هرگز با رسانه‌ای مصاحبه نکرده است؛ به ما گفته می‌شود در حال حاضر چنین دیداری ممکن نیست.

از آخرین باری که دو سال پیش به قندهار سفر کردم، محدودیت‌ها شدیدتر شده است. اکنون مردان باید ریش داشته باشند. ایستگاه‌های رادیویی اجازه پخش موسیقی با صدای زنان را ندارند و ما نیز اجازه فیلمبرداری در شهر نداشتیم.

در فاصله دو ساعت رانندگی و در امتداد جاده‌های خاکی، برخی از متعهدترین جنگجویان پیشین این گروه، شبکه‌ای قدیمی از غارهای مخفی شورشیان را به بی‌بی‌سی نشان دادند.

عابد لالی، جنگجوی پیشینی که اکنون به‌عنوان بخشی از یک نیروی امنیتی زیر نظر وزارت داخله در یک ایست بازرسی خدمت می‌کند، سوراخ‌هایی را که از آنها تیراندازی می‌کرد و محل‌هایی را که قرآن خود را می‌گذاشت و کلاشینکف‌ها را آویزان می‌کرد، به ما نشان می‌دهد.

فرمانده او، عبدالصمد، قبرستانی با قبرهای بدون نشان را به ما نشان می‌دهد و می‌گوید پدرش که در حال جنگ برای طالبان کشته شد، در اینجا دفن شده است.

این منطقه یکی از محروم‌ترین نقاط کشوری است که سازمان ملل می‌گوید سه نفر از هر چهار نفر در آن قادر به تامین نیازهای اولیه خود نیستند. صمد می‌گوید مردم محلی به‌شدت به آب، جاده و درمانگاه نیاز دارند.

صمد می‌گوید: «مقام‌های امارت طالبان ما را فراموش نکرده‌اند.» او می‌گوید شاید رهبران درگیر اولویت‌های دیگری باشند. «امیدواریم بالاخره زمانی به ما رسیدگی کنند.»

پنج سال پس از آغاز دومین دوره حکومت طالبان، فقر، بیکاری و بی‌ثباتی اقتصادی همچنان از نگرانی‌های جدی هستند.

چهره‌های طالبان که با آنها صحبت کردیم گفتند برای مقابله با این مشکلات تلاش می‌کنند، اما با افراد دیگری هم دیدار کردیم که معتقدند خود این گروه مشکل اصلی کشور است.

هدی، که نام واقعی او نیست و زنی است که هنگام بازگشت طالبان به قدرت در خیابان‌ها اعتراض کرده بود، می‌گوید: «نمی‌دانم درباره این وضعیت چه بگویم؛ اینکه گروهی که هیچ درکی از زندگی ندارد ناگهان به قدرت رسیده است.»

او به بی‌بی‌سی می‌گوید: «زنان نمی‌توانند این وضعیت را بپذیرند. شاید آنها محدودیت‌ها را بیشتر کنند، اما این وضعیت برای همیشه ادامه نخواهد داشت.»

او اضافه می‌کند: «من فکر می‌کنم طالبان از زنان تحصیل‌کرده می‌ترسد. به همین دلیل زنان را محدود می‌کند. آنها زنانی بی‌سواد می‌خواهند تا نتوانند مردان فهمیده تربیت کنند. چون این سبب می‌شود طالبان از بین بروند.»

حفیظ‌الله معروف هم در تهیه این گزارش همکاری کرده است.