شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
چرا «آزاد» ممنوع شد؟
- نویسنده, رضا ثابتی
- شغل, روزنامهنگار
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۹ دقیقه
یک روز پیش از آنکه مهدی احمدی، مدیر و مجری برنامه اینترنتی «آزاد»، برای تفهیم اتهام به دادسرا برود، روزنامه نیویورکتایمز گزارشی درباره این رسانه منتشر کرده بود؛ رسانهای کوچک در تهران که مناظرههایی طولانی درباره موضوعاتی حساس از ولایت فقیه و حجاب اجباری تا بازگشت سلطنت، سیاست خارجی و جنگ برگزار میکرد.
گزارش نیویورکتایمز حول پرسشی شکل گرفته بود که پیش از آن هم بارها درباره «آزاد» مطرح شده بود: چگونه چنین برنامهای توانسته در داخل ایران فعالیت کند؟
کمتر از ۴۸ ساعت بعد، این پرسش صورت دیگری پیدا کرد. مهدی احمدی گفت به اتهام «نشر اکاذیب» تفهیم اتهام و با قرار کفالت آزاد شده و خبر داد که براساس دستور قضایی، رسانه «آزاد» تا اطلاع ثانوی اجازه انتشار هیچ گفتوگوی تازهای ندارد.
دادستانی تهران نیز تشکیل پرونده را تایید کرد و گفت علاوه بر «نشر اکاذیب»، اتهام «انتشار رسانه بدون اخذ مجوز» نیز به مدیر «آزاد» تفهیم شده است. دادستانی با تعبیر «توقیف» مخالف بود، با این استدلال که «آزاد» اساسا مجوز رسانهای نداشته تا بتوان آن را مطابق قانون مطبوعات «توقیف» کرد.
همین اختلاف واژگان بخشی از داستان «آزاد» و بسیاری از پلتفرمهای مشابه آن را توضیح میدهد؛ رسانههایی که در یک دهه گذشته رشد کردند، صدها ساعت برنامه منتشر کردند و صدها هزار مخاطب به دست آوردند، بیآنکه جایگاه حقوقی روشنی در ساختار سنتی رسانههای ایران داشته باشد.
از کلاس درس شریف تا مناظرههای چندساعته
خاستگاه «آزاد» به سالهای ۱۳۹۲ و ۱۳۹۳ خورشیدی بازمیگردد. مهدی احمدی و گروهی از دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف - عمدتا دانشجویانی که به گفته خود او به علوم انسانی علاقهمند شده بودند - مجموعهای به نام «مدرسه آزادفکری» راه انداختند.
آقای احمدی در سال ۱۳۹۶ به خبرگزاری دانشجو گفته بود انگیزه اولیه آنها چیزی بود که «فقر فضای تفکر و گفتوگو» در دانشگاه میخواند. آنها قالبی به نام «درسگفتوگو» طراحی کردند که در آن به جای مناظرههای کوتاه و پرتنش، دو یا چند نفر فرصت طولانی پیدا میکردند تا موضع خود را توضیح دهند و وارد بحث شوند. موضوع این درسگفتوگوها از زنان و دین تا فلسفه و دانشگاه گسترده بود و به گفته مهدی احمدی، در بعضی دورهها ۵۰۰ تا ۶۰۰ نفر ثبتنام میکردند.
همین ایده بعدا به هسته اصلی «آزاد» تبدیل شد.
طبق روایت آقای احمدی برنامههایی درباره حجاب اجباری و ولایت فقیه در دوره دانشگاهی نیز برگزار شد و به گفته او پس از بالا گرفتن حساسیتها، دانشگاه شریف دیگر امکانات خود را در اختیار این مجموعه نگذاشت.
کانال یوتیوب مجموعه در سال ۱۳۹۶ ایجاد شده بود، اما چرخش اصلی به سوی رسانهای عمومی و اینترنتی حدود سال ۱۴۰۱ اتفاق افتاد؛ سالی که جنبش «زن، زندگی، آزادی» فضای اجتماعی و سیاسی ایران را به شدت تحت تاثیر قرار داد.
از آن زمان «آزاد» به رسانهای چندسکویی تبدیل شد: گفتوگوهای کامل در یوتیوب، نسخه صوتی در پلتفرمهای پادکست و برشهای کوتاه در اینستاگرام، تلگرام و شبکههای اجتماعی. تا مرداد ۱۴۰۵ کانال یوتیوب آن نزدیک به ۱۶۰ هزار مشترک داشت و حساب اینستاگرامش حدود ۳۰۰ هزار دنبالکننده.
آنچه در کنار موضوع بحثها جلب توجه میکرد طیف مهمانان این رسانه بود. منتقدان جمهوری اسلامی در کنار چهرههایی نزدیک به ساختار رسمی حکومت قرار میگرفتند و بحث بر سر جمهوری یا سلطنت، اصلاح یا انقلاب، حجاب، دین، اقتصاد و رابطه با آمریکا میتوانست ساعتها ادامه یابد.
مهدی احمدی مدل مطلوب خود را چیزی شبیه «دادگاه ایدهها» توصیف کرده است که در آن مجری قرار نیست حکم بدهد، بلکه دو طرف استدلال میکنند و مخاطب قضاوت میکند.
چرا ناگهان همه گفتوگو میکنند؟
«آزاد» در خلأ به وجود نیامد. در چند سال گذشته، گفتوگوها و مناظرههای اینترنتی به یکی از پررونقترین قالبهای رسانهای فارسی، در داخل و خارج ایران، تبدیل شدهاند.
یکی از نقاط عطف این روند، محبوبیت گسترده کلابهاوس در بهار ۱۴۰۰ بود. در ماههای منتهی به انتخابات ریاستجمهوری، اتاقهایی با حضور هزاران شنونده شکل گرفت که در آنها سیاستمداران، روزنامهنگاران، دانشگاهیان و کاربران عادی ساعتها درباره مسائل روز بحث میکردند.
در آن زمان حضور چهرههایی مانند محمدجواد ظریف و محمدجواد آذری جهرمی نیز کلابهاوس را از یک شبکه اجتماعی تازه به بخشی از فضای سیاسی آن دوره تبدیل کرد و بحث درباره تاثیر آن بر انتخابات و افکار عمومی بالا گرفت.
اهمیت کلابهاوس تنها در فناوری تازه آن نبود. این شبکه برای مدتی قالب متفاوتی از گفتوگوی عمومی را رواج داد که در رسانههای رسمی کمتر دیده میشد. بحث لزوما به چند پرسش و پاسخ کوتاه محدود نمیشد، مخاطب میتوانست ساعتها آن را دنبال کند و فاصله میان سخنران، میزبان و شنونده نیز کمتر از قالبهای معمول رادیویی و تلویزیونی بود.
مهدی احمدی نیز در مصاحبهای با پادکست «کوزی کورنر»، کلابهاوس را یکی از مقاطعی میداند که علاقه به چنین گفتوگوهایی از حلقههای محدودتر دانشگاهی و فکری فراتر رفت.
به گفته او، هنگامی که «مدرسه آزادفکری» کارش را آغاز کرد، مخاطبان این نوع برنامه بیشتر دانشجویان و علاقهمندان علوم انسانی، فلسفه و مسائل اجتماعی بودند، اما بعدها و به ویژه با ظهور کلابهاوس، گفتوگوی طولانی برای طیف گستردهتری از مخاطبان عادی شد.
این تغییر برای خود «آزاد» نیز تعیینکننده بود. آقای احمدی میگوید مدل اولیه مجموعه رایگان نبود و مخاطبان، که عمدتا دانشجو بودند، برای شرکت در برنامهها هزینه پرداخت میکردند.
به گفته او از حدود سالهای ۱۳۹۷ و ۱۳۹۸ کاهش توان مالی این گروه همزمان شد با افزایش علاقه عمومی به محتوای گفتوگومحور. او میگوید ترکیب این دو عامل باعث شد رسانه آزاد تصمیم بگیرد محتوا را رایگان و برای مخاطب گستردهتری منتشر کند. «مهمترین گزینه»، به گفته آقای احمدی، یوتیوب بود و دوره تازه فعالیت «آزاد» در این پلتفرم از نیمه سال ۱۴۰۱، همزمان با اعتراضات «زن، زندگی، آزادی»، آغاز شد.
تجربه «آزاد» نشان میداد که این تغییرات تنها به شکل انتشار محدود نبود. مهدی احمدی در همان مصاحبه گفته بود که تیم برنامه به طور مستمر بحثهای جاری در شبکههای اجتماعی، واکنش مخاطبان، کامنتها و میزان بازدید برنامهها را دنبال میکرد تا ببیند پرسشهای مخاطبان چگونه تغییر میکند.
برای نمونه او میگوید در سال ۱۴۰۱ برداشت تیم آزاد این بود که مسئله اصلی، «آینده ایران» است و مجموعهای چندقسمتی با همین عنوان شکل گرفت. پس از هفتم اکتبر و آغاز جنگ غزه نیز سهم بیشتری از پرسشها به سیاست خارجی و آینده ایران در منطقه مربوط میشد.
در همین دوره مصاحبهها و گفتوگوهای بلند درباره موضوعاتی از سیاست و اقتصاد تا فرهنگ، جامعه و زندگی شخصی به بخش پررنگتری از فضای رسانهای فارسی تبدیل شد. هم رسانههای موجود به این قالب روی آوردند و هم چهرهها و گروههایی بیرون از ساختار سنتی رسانه، برنامههای مستقل خود را راه انداختند.
«سوپاپ اطمینان» یا حرکت میان خطوط قرمز؟
یوتیوب سالهاست که در ایران فیلتر شده، اما در عین حال به یکی از بسترهای مهم انتشار ویدئوی فارسی تبدیل شده است. تولیدکننده میتواند در تهران، اصفهان یا نیویورک یک اتاق یا استودیو داشته باشد و برنامهای منتشر کند که بخشی از مخاطبان داخل کشور برای دیدنش ناچار به استفاده از ابزارهای دور زدن فیلترینگ باشند.
مهدی احمدی به نیویورکتایمز گفته بود برآورد میکند حدود ۷۰ درصد مخاطبان «آزاد» در ایران باشند؛ رقمی که به دلیل استفاده گسترده از ویپیان قابل سنجش دقیق نیست.
ادامه فعالیت «آزاد» در چنین فضایی، در کنار افزایش مخاطب، درباره موقعیت آن هم پرسشهایی ایجاد کرده بود.
برخی منتقدان میپرسیدند رسانهای مستقر در تهران چگونه توانسته هم میزبان چهرههای نزدیک به حکومت باشد و هم منتقدان جمهوری اسلامی را به برنامه دعوت کند. در همین زمینه، ادعاهایی درباره برخورداری مجموعه از پشتیبانی یک «حامی قدرتمند» مطرح شده بود؛ ادعایی که مهدی احمدی آن را رد کرده است.
گروه دیگری هم بر این باورند که گسترش برنامههایی از این دست، به ویژه پس از جنبش «زن، زندگی، آزادی»، میتواند برای حکومت کارکردی شبیه «سوپاپ اطمینان» داشته باشد: فراهم کردن فضایی محدود برای طرح دیدگاههای متنوع و انتقادهایی که در رسانههای رسمی کمتر مجال بروز پیدا میکنند، بدون آنکه کنترل کلی بر فضای رسانهای کنار گذاشته شود.
در این نگاه، تحمل چنین برنامههایی نه لزوما نشانه آزادی بیشتر رسانهای، بلکه نوعی تکثر کنترلشده است که خطوط قرمز آن میتواند هر زمانی به اراده حکومت محدودتر شود.
فعالیت «آزاد» پیش از پرونده اخیر هم با محدودیتهایی روبهرو شده بود. در بهمن ۱۴۰۲، این رسانه اعلام کرد که وبسایتش در ایران مسدود شده است. «آزاد» بعدتر گفت که به موضوع برخی گفتوگوها، از جمله بحثهای مربوط به «خیابان» و «زن، زندگی، آزادی»، ایراد گرفته شده و علاوه بر این مسئله «تکمیل مجوزها» نیز مطرح بوده است. به گفته خود «آزاد»، سایت چند روز بعد به طور موقت رفع فیلتر شد.
علاوه بر این مهدی احمدی به نیویورکتایمز گفته است که مقامها «چندین بار او را بازجویی کردهاند».
نحوه مواجهه نهادهای رسمی با «آزاد» یکسان نبوده است. هادی صادقی، معاون وقت قوه قضاییه، در سال ۱۴۰۴ در مناظرهای چندقسمتی درباره الهیات و مشروعیت سیاسی در برنامه آزاد شرکت کرده بود، اما اکنون دادستانی تهران، در ساختار همان قوه قضاییه، قرار منع فعالیت این برنامه را تا زمان دریافت مجوز صادر کرده است.
مرزهایی که جابهجا میشوند
پرونده «آزاد» در حالی تشکیل شده که بنا بر گزارشها از داخل ایران بار دیگر سختگیریهای اجتماعی و نظارت بر فضای مجازی شدت گرفته است.
طرح جدید مجلس شورای اسلامی نیز بحث و انتقادهای زیادی درباره حدود فعالیتهای اجتماعی، فرهنگی و رسانهای در ایران برانگیخته است. مجلس ایران روز ۲۵ مرداد ۱۴۰۴ کلیات طرح ۳۳ مادهای «مقابله با نفوذ سرویسهای اطلاعاتی و دولتها یا نهادهای بیگانه» را تصویب کرد که دامنه آن تنها به جاسوسی به معنای متعارف آن محدود نیست و موادی از آن به ارتباط با نهادها و رسانههای خارجی و فعالیتهای علمی و فرهنگی مربوط میشود.
حسین قاضیان، جامعهشناس و پژوهشگر علوم اجتماعی، در مصاحبه با بیبیسی فارسی گفت که از نظر او انتظار اینکه فشارهای ناشی از جنگ به سهلگیری حکومت در حوزههای اجتماعی و فرهنگی منجر شود، انتظار درستی نیست. به گفته آقای قاضیان، فضای جنگی میتواند برعکس، فرصتی برای بازگرداندن بخشی از «کنترل فرهنگی» باشد که به اعتقاد او پیشتر، به ویژه در زمینههایی مانند پوشش زنان و روابط اجتماعی، کاهش یافته بود.
از نظر آقای قاضیان، این سختگیریها بیش از آنکه نشانه آغاز شیوه تازهای از حکمرانی باشند، ادامه روند گذشته است. او میگوید اولویتهای حکومت تغییر نکرده و بنابراین شیوه اعمال کنترل نیز، با «فراز و فرود» ناشی از شرایط، ادامه پیدا میکند.
در چنین فضایی، پرسش درباره موقعیت رسانههایی مانند «آزاد» تنها این نیست که چه موضوعهایی میتواند در یک مناظره اینترنتی مطرح شود؛ بلکه این مسئله نیز مطرح است که مرز فعالیت چنین رسانهای را چه کسی و بر اساس کدام مقررات تعیین میکند.
دادستانی تهران میگوید پس از «طرح ادعاهای کذب» در یکی از قسمتهای برنامه، علیه عوامل «آزاد» اعلام جرم شده است. اما بخش دوم پرونده، یعنی نداشتن مجوز، پرسش گستردهتری درباره وضعیت حقوقی این نوع رسانهها مطرح میکند.
دادستانی رسانه آزاد را «پلتفرم تلویزیون اینترنتی» توصیف کرده و گفته این مجموعه مجوز هیئت نظارت بر مطبوعات و معاونت رسانه وزارت ارشاد را ندارد. همین موضوع مبنای اتهام دوم و منع فعالیت تا زمان اخذ مجوز شده است.
اما مرجع نظارت و صدور مجوز برای رسانههای صوتی و تصویری اینترنتی در ایران سالها میان نهادهای مختلف محل اختلاف بوده است. وزارت ارشاد بخشی از مجوزهای رسانهای را صادر میکند و صداوسیما و نهاد وابسته به آن یعنی «ساترا» (سازمان تنظیم مقررات رسانههای صوت و تصویر فراگیر در فضای مجازی) نیز بر صلاحیت خود برای تنظیم «صوت و تصویر فراگیر»، برنامههای تلویزیونی اینترنتی و پخش زنده تاکید میکنند.
معاون ساترا در سال ۱۴۰۲ گفته بود که بر اساس تقسیم کار میان صداوسیما و وزارت ارشاد، تنظیمگری رسانههای کاربرمحور و ناشرمحور، شبکه نمایش خانگی و برنامههای تلویزیونی اینترنتی بر عهده صداوسیماست؛ در مقابل، حوزههایی مانند خبرگزاریها، کتاب و موسیقی همچنان زیر نظر وزارت ارشاد قرار دارند و نمایندگان ارشاد نیز در شوراهای صدور مجوز ساترا حضور دارند. در همان سال ساترا اعلام کرده بود که ۳۶۷ رسانه صوت و تصویر فراگیر از آن سازمان مجوز دارند.
به نظر میرسد رسانهای مانند «آزاد» به سادگی در قالبهای سنتی نمیگنجد: روزنامه یا خبرگزاری نیست، شبکه تلویزیونی هم نیست؛ تولیدکنندهای کوچک است که برنامهاش را روی یک پلتفرم خارجی منتشر میکند، نسخه صوتی میسازد و کلیپهایش در چند شبکه اجتماعی پخش میشود.
پرونده اخیر نشان میدهد این ابهام فقط بحثی نظری درباره نظارت و مقررات نیست. «مجوز» میتواند تعیین کند یک کانال یوتیوبی پرمخاطب چه زمانی از نگاه حکومت به یک «رسانه» تبدیل میشود و از چه نقطهای فعالیت بدون مجوز میتواند بهانهای برای تشکیل پرونده قضایی باشد.