شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
امید ترامپ به سرنگونی حکومت ایران زیر فشار اقتصادی؛ امید رهبران ایران به شکست این سناریو
- نویسنده, امیر عظیمی
- شغل, سردبیر بخش فارسی
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۵ دقیقه
آمریکا میگوید «تهاجمی اقتصادی علیه ارتباطات مالی ایران در سراسر جهان» به راه انداخته است. اسکات بسنت، وزیر دارایی آمریکا، روز دوشنبه گفت تحریمها، صادرات نفت، پتروشیمی، داراییهای دیجیتال، فناوری، طلا، هوانوردی و کشتیرانی را دربر میگیرد. به گفته او، هر کشوری که با ایران همکاری مالی کند، منزوی خواهد شد.
بااینحال، اعلام آنچه آقای بسنت «روز سرنوشتساز اقتصادی» نامید، شاید در واشنگتن سر و صدای بیشتری از تهران به پا کرده باشد.
اندکی پس از این اعلام، علی مدنیزاده، وزیر امور اقتصادی و دارایی ایران، آن را تکرار حرفهای قدیمی خواند و گفت ایران برای «هر سناریویی» آماده است. او گفت تهران انتظار چنین اقداماتی را داشته و برای مقابله با آنها برنامه دارد.
واکنش او نشان میدهد رهبران ایران احتمالا یک پرسش اصلی در ذهن دارند: آمریکا اکنون چه کار بیشتری میتواند انجام دهد که تا به حال امتحان نکرده است؟
اسکات بسنت کشورها، بانکها و شرکتهایی را که به دادوستد با ایران ادامه دهند، به تحریمهای ثانویه گستردهتری تهدید کرده است. اما اصل این سیاست تازه نیست. ایران سالهاست با تحریمهای آمریکا، از جمله مجازات شرکتهای خارجی طرف معامله با این کشور، روبهروست.
آنچه برای تهران اهمیت دارد این است که آیا واشنگتن میتواند تحریمها را گستردهتر از گذشته اجرا کند یا نه.
محاصره دریایی آمریکا در هفتههای اخیر بیاثر نبوده است. این محاصره توانایی ایران را برای صادرات نفت کاهش داده و واردات کالا و تجهیزات را دشوارتر کرده است. ایران با هفت کشور مرز زمینی طولانی دارد و سالهاست برای دور زدن تحریمها از این مرزها استفاده میکند. اما مسیرهای زمینی، بهویژه در صادرات نفت، نمیتوانند جای تجارت دریایی را بگیرند.
بنابراین، اگر واشنگتن بتواند مجراهایی را ببندد که از تحریمهای پیشین جان به در بردهاند، بهویژه مجراهای مرتبط با چین و همسایگان ایران، فشار میتواند بسیار شدیدتر شود. دستیابی به این هدف بسیار دشوار است. وزارت خارجه چین روز سهشنبه اعلام کرد که قاطعانه با این تحریمها مخالف است و آنها را غیرقانونی خواند.
اگر تحریمها نتیجه ندهد، اعلام بسنت میتواند موقعیت کسانی را در داخل ایران تقویت کند که با هرگونه توافقی با آمریکا مخالفاند.
آنها ممکن استدلال کنند که چون گزینههای دیگر واشنگتن محدود است و نتوانسته از طریق جنگ ایران را وادار به تسلیم کند بار دیگر به تحریم اقتصادی روی آورده است.
واشنگتن همچنین امکان چندانی برای دیپلماسی باقی نگذاشته است، در کنار اعمال تحریمهای گسترده، از احتمال اقدام نظامی نیز سخن میگوید.
اقتصاد ایران پیش از جنگ نیز با تورم شدید و افت شتابان ارزش ریال دست به گریبان و در بحرانی عمیق بود. کاهش ارزش ریال، پیامدهایی شدید و گسترده به همراه دارد. واردات گرانتر میشود، برنامهریزی برای کسبوکارها دشوار است و پسانداز مردم به سرعت ارزش خود را از دست میدهد. محدودیتهای صادرات نفت نیز دسترسی دولت به ارز خارجی را کاهش میدهد.
نگین، که نام واقعیاش این نیست، زنی ۳۴ساله است و میگوید درآمد ماهانهاش اکنون حدود ۱۰۰ دلار است. او به بیبیسی گفت: «به سینما، تئاتر یا کنسرت نمیروم. برای کسی هدیه نمیخرم. در جشن تولد شرکت نمیکنم. فقط با کالابرگ یارانهای دولت میتوانم گوشت بخرم؛ وگرنه توان خریدش را ندارم.»
مونا که نام او را نیز تغییر دادهایم، زن خانهداری که دو فرزند دارد، میگوید شوهرش از آغاز جنگ بیکار بوده است. او میافزاید: «میترسیم، بهویژه پس از تحریمهایی که از دیروز آغاز شد. شوهرم از زمان جنگ دیگر سر کار نرفته است. قبلا در کشتیها کار میکرد.»
او میافزاید: «سعی میکنیم تا جایی که میتوانیم هزینههایمان را مدیریت کنیم، اما ناچار شدهایم از همه مخارج اضافی و هزینههای تفننیمان بکاهیم.»
ممکن است ایران بر این باور باشد که گذشت زمان به زیان دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، است. اختلال بیشتر در تردد از تنگه هرمز میتواند قیمت نفت و بنزین را بالا ببرد، تورم آمریکا را تشدید کند و پیش از انتخابات میاندورهای کنگره در ماه نوامبر به مشکلی سیاسی بدل شود.
به این ترتیب، تهران تاریخ مشخصی را زیر نظر دارد؛ اما تکیه بر انتخابات آمریکا نوعی قمار است.
اقتصاد ایران ممکن است تا آن زمان بسیار ضعیفتر شده باشد.
اما انتخابات میاندورهای ظرفیتی محدود برای ایران ارائه میکند. دونالد ترامپ خودش انتخابات دیگری پیش رو ندارد و ممکن است پس از انتخابات میاندورهای ولو در صورت شکست همحزبیهایش، دست خود را برای اعمال فشار بر ایران بازتر ببیند.
بنابراین، ایران تحولات را با دو معیار زمانی میسنجد.
یکی سیاسی که وضعیت آن به روند تحولات در آمریکا بستگی دارد و دیگری اقتصادی است و در داخل ایران.
هر ماه کاهش صادرات نفت، اختلال در تجارت و فشار بر ریال، هزینه انتظار برای توافقی برای پایان جنگ را افزایش میدهد.
این وضع رهبران ایران را با انتخابی دشوار روبهرو میکند. امتیاز دادن در مقطع کنونی برای گریز از بحران اقتصادی، ممکن است تسلیم در برابر فشار جلوه کند و موضع تندروانی را تقویت کند که میگویند واشنگتن فقط خواستههای بیشتری مطرح خواهد کرد.
انتظار برای شکست محافظهکاران در انتخابات میاندورهای ممکن است موقعیت ایران را در آن زمان بهبود بخشد، اما ممکن است تهران در آن زمان با اقتصادی ضعیفتر پای میز مذاکره برود.
اکنون بخش عمدهای از سرنوشت این روند به رویدادهای خارج از ایران بستگی دارد.
اگر بانکهای چینی و شرکای تجاری منطقهای به این دلیل که گمان میکنند واشنگتن آنها را مجازات خواهد کرد، همکاری خود با ایران را کاهش دهند، کارزار تحریمهای فراگیر ممکن است محاسبات تهران را برهم بریزد.
اما اگر شرکای تجاری ایران پشت این کشور را خالی نکنند، ممکن است عکس آن رخ دهد.
ایرانیانی که با سازش مخالف هستند خواهند گفت واشنگتن بار دیگر برگی را که تعیینکننده میخواند، بیآنکه موازنه را تغییر دهد، سوزانده است و ایران باید همچنان مقاومت کند.