معمای «تیم ششنفره» در حکومت ایران

منبع تصویر، President.ir
- نویسنده, حسین باستانی
- شغل, بی بی سی
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۷ دقیقه
مسعود پزشکیان اخیرا به «تیمی ششنفره» در حکومت ایران اشاره کرد که در مورد بحران جاری با آمریکا «اختیار دارند تصمیم بگیرند و تصمیمات با هماهنگی آنها اجرا میشود».
به دنبال انتشار این اظهارات در مصاحبه با سیبیاس، رسانههای رسمی ایران روایتهایی را از ترکیب تیم ششنفره منتشر کردهاند که عمدتا در مورد پنج نفر مشابه و در مورد نفر ششم متفاوت بودهاند. بخش ثابت روایتها اغلب بر رئیسجمهور، رئیس مجلس، دبیر شورای عالی امنیت ملی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح و فرمانده کل سپاه تمرکز داشته، هرچند نفر ششم را برخی رئیس قوه قضاییه و برخی وزیر خارجه دانستهاند.
اشاره مسعود پزشکیان به وجود این تیم، البته اهمیت داشت، ولی این اشاره نه اولین بار بود که صورت میگرفت و نه نشانه تحولی کلیدی در ساختار تصمیمگیری کلان، یا مثلا ایجاد نهادی با اهمیتی مشابه شورای عالی امنیت ملی بود.
در تیرماه گذشته، عباس عراقچی در مصاحبهای با برنامه یوتیوبی «ماجرای جنگ» گفته بود چارچوب مذاکرات با آمریکا در شورایی تعیین میشود که به «کمیته ششنفره» معروف است. توضیحات او اما نشان میداد که جایگاه این کمیته پایینتر از شعام ـ شورای عالی امنیت ملی ـ و در حد یکی از کارگروههای داخلی آن است.
عباس عراقچی در گفتگوی خود، مشخصا از کمیتهای «در داخل دبیرخانه» شعام سخن گفت که ابتدا «کمیته هستهای» و سپس «کمیته مذاکره» نام گرفته و در نهایت به «کمیته ششنفره» معروف شده است. مطابق اظهارات او، این کمیته از مدتها قبل از جنگ چهلروزه فعال بوده و در زمانهای دبیری علی شمخانی و سپس علی لاریجانی در شعام، بهترتیب تحت مسئولیت این دو نفر فعالیت میکرده است.
البته روایت عباس عراقچی از قرار داشتن این کمیته زیر مسئولیت دبیر شورا، این ابهام را ایجاد میکرد که آیا ریاست آن، مانند شعام، با رئیسجمهور است یا اینکه سخن از جمعی ششنفره است که رئیسجمهور را شامل نمیشود، ولی جمعبندیهای خود را به رئیس دولت ارائه میکند.
در هر صورت، عباس عراقچی تاکید داشت که تصمیمهای کمیته باید «عینا مانند مصوبات شورای عالی میرفت، تایید میشد و بعد ابلاغ میشد»، که اشارهای به لزوم تایید مصوبات از سوی رهبر جمهوری اسلامی به نظر میرسید. او همچنین، به این سوال که آیا تصویب آتشبس (موقت) در پایان جنگ چهلروزه «با نظر آقا مجتبی» بود یا نه، پاسخ مثبت داد، هرچند در مورد شیوه تصویب گفت: «ارتباط ما با کسانی بود که رابط بودند و مسائل از آن طریق منتقل شد.»
قابل تامل است که مسعود پزشکیان، که در مرداد ماه از دو نوبت دیدار با رهبر جدید جمهوری اسلامی خبر داده بود، در مصاحبههایش در سفر آمریکا هم به همان دو مرتبه ملاقات خود با رهبر اشاره کرد، که نشان میداد دیدار جدیدی با مقام اول حکومت نداشته است.
به عبارت دیگر، به نظر میرسد با گذشت هفت ماه از رهبری مجتبی خامنهای، ارتباط تیمهای حکومتی با رهبر کماکان به حلقه «رابط» اتکا دارد که، در مورد آن حدسهای متنوعی مطرح شده است. از جمله، گمانهزنیهایی که حسین طائب رئیس جدید سازمان بسیج را از افراد موثر این حلقه میدانند.

منبع تصویر، @PadDolat
«چرا ترامپ باید با شما مذاکره کند و نه فرمانده سپاه؟»
هرچند موضوع تیم ششنفره برای اولین بار نیست که مطرح شده، اما به خاطر طرح آن از سوی مسعود پزشکیان در مصاحبه با یک تلویزیون پرمخاطب آمریکایی، در سطح بهکلی متفاوتی مورد توجه قرار گرفته است.
با توجه به سردرگمی فضای سیاسی-رسانهای آمریکا در مورد اهمیت رئیسجمهور و وزیر امور خارجه در حکومت ایران، بعید است انتخاب چنین مصاحبهای برای یاد کردن از تیم «هماهنگی» تصادفی باشد. میزان این سردرگمی، از سوالات پیدرپی خبرنگاران آمریکایی از مسعود پزشکیان در مورد نقش او در تصمیمهای حکومتی مشخص است.
بهعنوان نمونه، در مصاحبه با سیبیاس، از او پرسیده شد آیا با اجازه رهبر جمهوری اسلامی به آمریکا آمده است؟ آیا رهبر هم میخواهد تهران و واشنگتن توافق کنند؟ آیا اگر دونالد ترامپ با دولت ایران توافق کند، نیروهای مسلح هم به آن پایبند خواهند بود؟
در گفتگوی یک روز قبل مسعود پزشکیان با فاکسنیوز، سوالات مرتبط با جایگاه او حتی بیشتر بود. در بخشهای جداگانه از مصاحبه، با اشاره به حمله همزمان سپاه به سه کشتی تجاری در زمان آتشبس موقت، پرسیده شد آیا میداند دستور آن حمله از کجا صادر شده است؟ و آیا آن حملات خاص با تایید مجتبی خامنهای صورت گرفته است؟
خبرنگار بهعلاوه اصرار داشت بداند چطور در موارد مختلف دیپلماتهای دولت ایران وعدههایی دادهاند که به بیان او توسط سپاه نقض شده است و در سوالی جداگانه پرسید: «در نهایت چه کسی کنترل ایران را در دست دارد؟»
مصاحبهگر در ادامه از مسعود پزشکیان سوال کرد اگر توافق دیگری را امضا کند، «چه کسی تضمین میدهد که سپاه پاسداران از آن اطاعت خواهد کرد؟» او حتی به طرح این پرسش پرداخت که: «چرا پرزیدنت ترامپ باید با شما مذاکره کند و نه با فرمانده کل سپاه، ژنرال وحیدی؟»
در پسزمینه این میزان تردید در مورد اعتبار مواضع رئیسجمهور در حکومت ایران، شاید اشاره به تیم ششنفره، تلاشی برای اثبات «هماهنگی» موضعگیریهای او با سایر مقامات بوده است. هرچند معلوم نیست این اظهارات، اطمینان بیشتری در این زمینه ایجاد کرده باشد.
بهویژه چون فعالیت یک تیم تصمیمگیر ششنفره در کنار شعام، لاجرم به ابهامات جدید در مورد ساختار مبهم تصمیمسازی در جمهوری اسلامی دامن میزند.
در شورای عالی امنیت ملی، تمام مسئولان ارشد نظامی، امنیتی، سیاسی و اقتصادی و دو نماینده مستقیم از رهبر عضویت دارند. بهعلاوه، رهبر میتواند هر موضوع یا پروندهای را که بخواهد به این شورا بفرستد و در مورد جلسات و مصوبات آن، هر شرطی را تعیین کند. همانطور که بهعنوان نمونه، در مورد تفاهمنامه پاکستان، دستور داد که ملاک تصمیمگیری نه اکثریت متعارف، که حداقل اکثریت سهچهارم اعضا باشد ـ فرضا اگر به جای سهچهارم، ملاک را پنجششم تعیین میکرد نیز، فرد یا نهادی نمیتوانست مانع شود.
پس از تمام این مراحل، نهایتا هر مصوبه شورای عالی امنیت ملی، تا وقتی به تایید رهبر نرسد، اعتبار اجرایی نخواهد داشت.
در همین چارچوب بود که تعیین تکلیف تفاهم اسلامآباد از سوی رهبر جمهوری اسلامی به شعام واگذار شد و پس از آنکه تمام اعضای شورا جز یک نفر رای مثبت دادند و بعد از تایید نتیجه از سوی رهبر، متن تفاهمنامه به امضا رسید. با همه اینها، در فردای روز امضای متن از سوی مسعود پزشکیان، انتشار پیامی از مجتبی خامنهای عملا مصوبه شعام را بیاعتبار کرد.
به این ترتیب، با توجه به جایگاه شورای عالی امنیت ملی در قانون اساسی، ترکیب اعضای آن و میزان کنترل مقام اول حکومت بر تصمیماتش، نمیتوان فرض کرد که جمع کردن حدود نیمی از اعضای همین شورا در تیمی ششنفره، تفاوت معناداری در «هماهنگی» تصمیمهای راهبردی ایجاد کند.
به عبارت دیگر، کارکرد این تیم را بهطور عمده باید تدوین سیاستهایی دانست که از طریق حلقه «واسط» به اطلاع رهبر میرسند؛ راهکارهایی که اگر قرار باشد به امضای سندی رسمی منجر شوند، آن سند همچنان نیازمند تصویب شعام و تایید رهبر است.

منبع تصویر، ISNA
تجربیات جدید «هماهنگی»
تنها سه روز پیش از اشاره خبرساز مسعود پزشکیان به تیم هماهنگکننده تصمیمها، محسن رضایی به کشورهای همسایهای که با تحریمهای هوایی آمریکا همکاری میکنند هشدار داد فرودگاههایشان در معرض تلافیجویی ایران قرار خواهند گرفت.
این هشدار، که در مصاحبه با تلویزیون ایران بیان شد، به طور طبیعی در سطح منطقه و فراتر از آن مورد توجه گسترده قرار گرفت. بخش مهمی از توجه نیز، مشخصا به جایگاه فرد بیانکننده آن، یعنی دبیر شورای عالی امنیت ملی، برمیگشت که هم در شعام و هم در تیم ششنفره جایگاهی کلیدی داشت.
با وجود این، پس از آنکه هشدار جدید بهعنوان موضع حکومت در زمینه تحریمهای فرودگاهی بازتاب یافت، «دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی»، بهعنوان مجموعهای که مستقیما تحت مسئولیت محسن رضایی قرار دارد، با صدور اطلاعیه رسمی اظهارات او را تکذیب کرد.
این دبیرخانه اعلام کرد نقلقول صورتگرفته از محسن رضایی «خلاف واقع است» و ایران قصد «مقابلهبهمثل نظامی» با کشورهای همکاریکننده با تحریمهای فرودگاهی را ندارد.
اعلام موضع دبیر شعام و موضعگیری متقابل همین نهاد در رد اظهارات او، به طور اجتنابناپذیر، نمونهای معنادار از سطح «هماهنگی» نهادهای ارشد سیاستگذار در موضوعات حساس تلقی شده است.
نمونهای که در واقع، از جنس تجربیات مشابهی بوده که، بهویژه در مقطع پس از امضای تفاهمنامه اسلامآباد، بهصورتهای مختلف در ساختار «تصمیمگیر» جمهوری اسلامی ایران تکرار شدهاند.
سخن از ساختاری است که در چارچوب آن، فارغ از اینکه تصمیمات راهبردی در تیم ششنفره، شورای عالی امنیت ملی یا هر نهاد دیگری گرفته شوند، سرانجام کار وابسته به مواضع رهبر جمهوری اسلامی خواهد بود.
مقامی که بهراحتی در دسترس کارگزاران حکومت نیست و لزوما در شرایط بحران، تصمیم مشخصی را اعلام نمیکند؛ ولی میتواند در هر زمان قابل تصور، جلوی اجرای تصمیمهای کارگزاران خود را بگیرد.






























