«محاسبات الهی» چیست و چرا مجتبی خامنه‌ای ایران را قدرت اول جهان می‌داند؟

نشست ایران قدرت اول جهان
    • نویسنده, مسعود آذر
    • شغل, بی‌بی‌سی
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه

ادعای اخیر مجتبی خامنه‌ای مبنی بر اینکه جمهوری اسلامی ایران بر اساس «محاسبات الهی» «قدرت اول جهان» است، بحث‌ها و تلاش‌هایی را برای توضیح این مفهوم در میان رسانه‌ها و نهادهای نزدیک به حکومت به دنبال داشت. در همین راستا، خبرگزاری حوزه نخستین نشست «ایران، قدرت اول جهان بر اساس محاسبات الهی» را برگزار کرد و سه تن از روحانیان حوزه علمیه قم به تبیین این دیدگاه پرداختند.

پیام منسوب به مجتبی خامنه‌ای که ششم مهرماه منتشر شد، واکنش‌ها و تفسیرهای گوناگونی را در فضای رسانه‌ای برانگیخت. شماری از چهره‌های سیاسی، از جمله سعید جلیلی، نماینده رهبر جمهوری اسلامی در شورای عالی امنیت ملی، این سخنان را در چارچوب «منطق قرآنی» تایید کردند.

خبرگزاری صدا و سیما نیز در یادداشتی «قدرت اول بودن» را توضیح داد و نوشت: «در منطق قرآن، قدرت حقیقی یک جامعه صرفا از میزان برخورداری آن از منابع مادی، اقتصادی، نظامی و فناورانه حاصل نمی‌شود، بلکه نسبت آن جامعه با سنت‌های الهی و میزان قرار گرفتن آن در مسیر نصرت حق نیز در تعیین سرنوشت آن نقش اساسی دارد».

چهره‌هایی مانند مهدی فضائلی، عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر جمهوری اسلامی ایران، نیز به تحلیل و تفسیر سخنان مجتبی خامنه‌ای پرداختند. او در مراسم جان‌فدایان دانشگاهی استان البرز گفت: «تحلیلگران بر اساس محاسبات مادی و مولفه‌های موجود در معادلات جهانی، ایران را در جایگاه قدرت چهارم جهان قرار می‌دهند؛ یعنی پس از آمریکا، چین و روسیه، جمهوری اسلامی ایران به عنوان قدرت چهارم در حال ظهور و تثبیت جایگاه خود در این جغرافیای سیاسی است.»

مهدی فضائلی تاکید کرد که نظم جهانی در حال تغییر و پوست‌اندازی است و جمهوری اسلامی ایران را «مؤثرترین» عامل در نظم نوین جهانی دانست.

پیام منسوب به مجتبی خامنه‌ای با واکنش‌های انتقادی نیز روبه‌رو شد. برخی در شبکه‌های اجتماعی آن را دستمایه طنز و شوخی قرار دادند و برخی دیگر، با اشاره به مشکلات اقتصادی، افزایش بهای ارز، هزینه‌های زندگی و بحران‌های معیشتی، چنین تصویری از قدرت و جایگاه ایران را دور از واقعیت دانستند.

فراتر از موافقت‌ها و مخالفت‌ها، «محاسبات الهی» دقیقا چیست و چه تفاوتی با معیارهای رایج سنجش قدرت دارد؟ مجتبی خامنه‌ای بر پایه چه شاخص‌هایی ایران را قدرت اول جهان می‌خواند؟

پاسخ به این پرسش‌ها صرفا جنبه نظری ندارد. اگر جایگاه ایران در جهان بر مبنای چنین برداشتی ارزیابی شود، این نگاه می‌تواند بر نحوه فهم تهدیدها و فرصت‌ها و نیز تصمیم‌گیری‌های سیاسی و دیپلماتیک تاثیر بگذارد. به همین دلیل، بررسی آن در موضوعاتی مانند روابط ایران و آمریکا و رویکرد جمهوری اسلامی به مذاکره و سیاست خارجی اهمیت پیدا می‌کند.

در همین زمینه، مرضیه حاجی‌هاشمی، پژوهشگر و جامعه‌شناس، در یادداشتی در کانال تلگرامی خود با اشاره به ساختار قدرت در جمهوری اسلامی می‌نویسد که به اعتقاد او، مشروعیت سیاسی در این نظام نه بر پایه اراده شهروندان یا قرارداد سیاسی، بلکه بر مبنای فقه، شریعت و مشروعیت دینی تعریف می‌شود. او این پرسش را مطرح می‌کند که «اگر حاکم الهی تصمیمات و سیاست‌های خود را بر اساس معیارها و "محاسبات الهی" ارزیابی کند، چه نهاد دینی صلاحیت دارد مستقل از قدرت سیاسی بررسی کند که این محاسبات واقعا با معیارهای الهی مطابقت دارند؟»

تصویر مجتبی و علی خامنه ای
توضیح تصویر، در پیام‌های منسوب به مجتبی خامنه‌ای تعابیری مشابه ادبیات علی خامنه‌ای، دیده می‌شود

«محاسبات الهی» در کلام علی خامنه‌ای و مجتبی خامنه‌ای

از % title % عبور کنید و به ادامه مطلب بروید
خبرنامه
خبرنامه بی‌بی‌سی فارسی

گزیده‌ای از مهم‌ترین خبرها، گزارش‌های میدانی و گفت‌وگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.

اینجا مشترک شوید

پایان % title %

مفهوم «محاسبات الهی» پیش از این نیز در سخنان مقام‌های جمهوری اسلامی، به‌ویژه رهبران آن، بارها مطرح شده بود. آنها در توضیح رویارویی با دشمنان یا ارزیابی موازنه قدرت، در کنار محاسبات متعارف سیاسی و نظامی، به آنچه «سنت‌های الهی» می‌خوانند نیز اشاره کرده‌اند.

در جریان جنگ ۱۲ روزه علی خامنه‌ای بارها از ادبیاتی استفاده کرد که بر نقش عوامل الهی در تحولات سیاسی و نظامی تاکید داشت. او نخست در یک پیام ضبط‌شده‌ گفت که «به اذن الهی» اسرائیل را شکست خواهیم داد. پنج روز بعد، در ۲۸ خرداد ۱۴۰۴، در پیام دیگری افزود که «خدای متعال ملت ایران را به طور قطع و یقین پیروز خواهد کرد».

علی خامنه‌ای در سومین پیام خود در ۵ تیرماه نیز پیروزی را با کمک الهی پیوند زد و گفت: «خدا را سپاس می‌گزاریم که به نیروهای مسلح ما کمک کرد.» او سپس مدعی شد که در این جنگ «اسرائیل را له کردیم و آمریکا را سیلی سختی زدیم».

«محاسبات» از مفاهیم پرتکرار در ادبیات سیاسی علی خامنه‌ای بود. مرور سخنان او در سال‌های گذشته نشان می‌دهد که بارها از تعابیری چون «محاسبات الهی»، «محاسبات دشمن»، «محاسبات آمریکایی»، «تغییر محاسبات» و «غفلت محاسباتی» استفاده کرده است.

به عنوان نمونه، او در تیرماه ۱۴۰۱ گفت: «مشکل دشمن این است که... نتوانستند بفهمند که در عالم بشر، غیر از محاسبات و مناسبات سیاسی، یک محاسبات و مناسبات دیگری هم وجود دارد که آنها قادر به فهم آن نیستند؛ آنها سنت‌های الهی است.»

در نمونه‌ای دیگر، علی خامنه‌ای در ۱۹ اسفند ۱۳۹۷، در مراسم اعطای نشان «ذوالفقار» به قاسم سلیمانی، فرمانده پیشین نیروی قدس، گفته بود: «آن چیزهایی که در دست و بال ما است، چیزهایی است که بر حسب محاسبات مادی دنیایی قابل ذکر است اما بر حسب محاسبات معنوی و الهی قابل ذکر نیست.»

به نظر می‌رسد در پیام‌هایی که منسوب به مجتبی خامنه‌ای منتشر می‌شود، شباهت‌هایی با مواضع و ادبیات علی خامنه‌ای دیده می‌شود و «محاسبات» از جمله واژه‌های مشترک در این پیام‌هاست.

مجتبی خامنه‌ای تاکنون در چند پیام، از جمله در پیام نوروزی منتسب به او، از «محاسبات دشمن» نوشته بود. او در ۱۴ خرداد، به مناسبت سی‌وهفتمین سالگرد درگذشت روح‌الله خمینی، نیز در پیامی گفته بود: «دشمن با شکست در میدان نظامی بر تاب‌آوری مردم و ایجاد خطای محاسباتی مسئولان تمرکز دارد.»

مجتبی خامنه‌ای در پیام ششم مهرماه خود گفت اگرچه کسانی براساس «محاسبات دنیایی» ما را «ابرقدرت چهارم دنیا» می‌دانند، اما براساس «محاسبات الهی»، جمهوری اسلامی ایران قدرت اول جهان است. او به این ترتیب، با استناد به معیارهایی که در این پیام توضیح داده نشده‌اند، ادعایی را مطرح کرد که دست‌کم در نمونه‌های بررسی‌شده از سخنان علی خامنه‌ای با این صراحت دیده نمی‌شود.

« جواب خدا با من باشد»

سخنان مجتبی خامنه‌ای درباره «قدرت اول جهان» بودن ایران بر اساس «محاسبات الهی» را می‌توان در چارچوب ادبیات و نگاهی بررسی کرد که طی دهه‌های گذشته در جمهوری اسلامی و به‌ویژه در دوران رهبری علی خامنه‌ای مطرح بوده است. علی خامنه‌ای طی سال‌های رهبری خود بارها با استفاده از تعابیری مانند «دامنه»، «شیب» و «قله» از حرکت تدریجی جمهوری اسلامی به سوی اهداف مورد نظر سخن می‌گفت و در سال‌های پایانی رهبری‌اش تاکید می‌کرد که کشور به «قله» نزدیک شده است.

رهبر سابق جمهوری اسلامی، از سوی دیگر، به عنوان «ولی مطلقه فقیه»، در موارد مختلف در توضیح تصمیم‌ها و مسئولیت‌های سیاسی از ادبیات الهیاتی استفاده می‌کرد. در شماری از سخنان او درباره پاسخگویی مسئولان، پاسخگویی در برابر خدا و در روز قیامت جایگاه برجسته‌ای داشت.

او در فروردین ۱۳۸۳ پاسخگویی را «یک حقیقت اسلامی» خواند و گفت «خدای متعال» انسان را در برابر اعمال و تصمیم‌هایش پاسخگو می‌داند. در همان سخنرانی، بر پاسخگو بودن مقام‌ها، از جمله رهبر، نیز تاکید کرد.

علی خامنه‌ای در دیدار با نمایندگان مجلس در خرداد ۱۳۹۴ میان پاسخگویی در برابر مردم و پاسخگویی در برابر خدا تمایز گذاشت. او گفت پاسخ دادن به پرسش‌های مردم را می‌توان به نحوی «رفع و رجوع» کرد، اما تاکید کرد که مسئولان باید خود را برای پاسخگویی در برابر خدا آماده کنند.

در نمونه‌ای دیگر، در خاطرات اکبر هاشمی رفسنجانی آمده است که وقتی علی خامنه‌ای پیشنهاد او برای «حل» مسئله ایران و آمریکا را نپذیرفت، چنین گفت‌وگویی میان آنها درباره مسئولیت ادامه این وضعیت درگرفت: «نمی‌توانم حرف دیگری به شما بزنم و فقط مسئله ما و خداست. بالاخره در روز قیامت از من و شما می‌پرسند چرا این‌ همه ضرر و مشکلات برای نظام و مسلمانان ایجاد شد. اگر این‌ها را بر عهده می‌گیرید، من دیگر حرفی ندارم. ایشان گفتند: بله، جواب خدا با من باشد.»

در روایت هاشمی رفسنجانی از این گفت‌وگو، مسئولیت این تصمیم در نهایت در برابر خدا و در روز قیامت مطرح می‌شود و علی خامنه‌ای نیز می‌پذیرد که پاسخ آن را بر عهده بگیرد.

در چنین نگاهی، ارزیابی تصمیم‌های سیاسی می‌تواند تنها به نتایج مادی و متعارف محدود نباشد و ملاحظات دینی نیز در آن اهمیت پیدا کند. از این رو، می‌توان چنین برداشت کرد که وقتی مسئولیت نهایی یک تصمیم سیاسی در برابر خدا صورت‌بندی می‌شود، معیار ارزیابی آن نیز لزوما به پیامدهای آن برای مردم یا معیارهای متعارف سیاسی و اقتصادی، مانند توازن قوا، توان اقتصادی، امکانات نظامی و محاسبات دیپلماتیک، محدود نمی‌ماند و ملاحظاتی مانند «تکلیف»، «نصرت الهی» و «سنت‌های الهی» نیز می‌تواند وارد محاسبه شود؛ مفاهیمی که علی خامنه‌ای در مقاطع مختلف از آنها به عنوان عواملی مؤثر در تحولات سیاسی و نظامی یاد کرده است.

از «محاسبات الهی» تا «سند چشم‌انداز ۱۴۰۴»

در سال ۱۳۸۲، «سند چشم‌انداز جمهوری اسلامی ایران در افق ۱۴۰۴» از سوی علی خامنه‌ای ابلاغ شد؛ سندی که دوره بیست‌ساله آن از ۱۳۸۴ تا ۱۴۰۴ در نظر گرفته شده بود. مجتبی خامنه‌ای در سال ۱۴۰۵ در شرایطی به رهبری رسید که ایران از برخی اهداف پیش‌بینی‌شده در سند چشم‌انداز ۲۰ ساله، از جمله دستیابی به جایگاه نخست اقتصادی در آسیای جنوب‌غربی، فاصله داشت.

یکی از محورهای مطرح‌شده در واکنش‌ها به سخنان مجتبی خامنه‌ای، مقایسه ادعای «قدرت اول جهان» با اهداف و نتایج «سند چشم‌انداز ۱۴۰۴» بوده است.

بر اساس این سند، ایران باید تا سال ۱۴۰۴ به «کشوری توسعه‌یافته با جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه آسیای جنوب غربی» تبدیل می‌شد. در این سند، همچنین بر رشد اقتصادی، ارتقای سطح درآمد و رفاه، پیشرفت علمی، تعامل سازنده و مؤثر با جهان و برخورداری از امنیت و اقتدار تاکید شده بود.

در شبکه‌های اجتماعی، بخشی از واکنش‌ها بر مقایسه این ادعا با اهداف «سند چشم‌انداز ۱۴۰۴» متمرکز بود. مهدی نصیری، مدیر مسئول پیشین روزنامه کیهان که حالا از کنشگران سیاسی مخالف جمهوری اسلامی است، در کانال تلگرامی خود نوشت: «پدر وعده قدرت اول منطقه را داد؛ پسر سند قدرت اول جهان را از آسمان آورد.»

این مقایسه از آن جهت مطرح شده که چشم‌انداز ۱۴۰۴ دستیابی ایران به جایگاه نخست منطقه را هدف قرار داده بود، در حالی که اکنون ادعای «قدرت اول جهان» مطرح شده است.

اهداف «سند چشم‌انداز ۱۴۰۴» بر پایه شاخص‌هایی مانند رشد اقتصادی، جایگاه علمی، توسعه فناوری، سطح رفاه عمومی و موقعیت منطقه‌ای قابل ارزیابی بود، در حالی که در پیام مجتبی خامنه‌ای معیار مشخصی برای سنجش ادعای «قدرت اول جهان» بر اساس «محاسبات الهی» ارائه نشده است.

از همین رو، در برخی واکنش‌ها این پرسش مطرح شده است که اگر ایران، آن‌گونه که مجتبی خامنه‌ای می‌گوید، امروز قدرت اول جهان است، این جایگاه چگونه باید سنجیده شود؟ آیا نشانه‌های آن را باید در اقتصاد، ارزش پول ملی، سطح رفاه شهروندان، نفوذ بین‌المللی، توان نظامی و دستاوردهای علمی جست‌وجو کرد یا اساسا سخن از نوعی قدرت است که با معیارهای رایج قابل اندازه‌گیری نیست؟

صفحه اول روزنامه سازندگی
توضیح تصویر، برخی روزنامه‌ها و فعالان سیاسی نزدیک به جریان‌های موسوم به «میانه‌رو» بر ضرورت فاصله گرفتن از آرمان‌گرایی، حرکت به سوی مذاکره و پایان دادن «عزتمندانه» به جنگ تاکید می‌کنند

«اصلاح جمهوری اسلامی خیلی سخت است»

طرح مفهوم «محاسبات الهی» و توصیف ایران به عنوان «قدرت اول جهان» را می‌توان تلاشی برای تقویت روایت رسمی حکومت در میان حامیان آن دانست. اما این موضوع تنها به سیاست داخلی مربوط نمی‌شود. نحوه نگاه رهبران جمهوری اسلامی به قدرت، تهدیدها و موازنه قوا می‌تواند در ارزیابی آنها از روابط با آمریکا، مذاکرات و دیگر تصمیم‌های سیاست خارجی نیز نقش ایفا کند.

برخی تحلیلگران معتقدند هرچه مؤلفه‌های الهیاتی و ایدئولوژیک در ارزیابی‌های سیاسی پررنگ‌تر شود، فاصله میان برداشت حاکمیت و سایر بازیگران از شرایط موجود می‌تواند افزایش یابد. در چنین وضعیتی، ممکن است طرف‌های یک منازعه یا مذاکره، با تکیه بر مبانی متفاوت، به ارزیابی‌های متفاوتی از توازن قوا، فرصت‌ها و مخاطرات برسند.

بحث درباره فاصله میان آرمان‌گرایی و ارزیابی واقع‌بینانه از قدرت، پیش از این و در اظهارنظرهای دیگری نیز مطرح شده است؛ هرچند این اظهارنظرها واکنش مستقیم به سخنان مجتبی خامنه‌ای نیستند. حمزه صفوی، تحلیلگر مسائل سیاسی و فرزند یحیی رحیم‌صفوی، دستیار و مشاور عالی رهبر جمهوری اسلامی، در گفت‌وگو با وب‌سایت «انتخاب» آرمان‌گرایی برخی صاحبان نفوذ سیاسی را نقد کرده و در مواردی آن را «ساده‌لوحانه»، «غیرواقع‌بینانه» و «دن‌کیشوت‌وار» خوانده است.

او با اشاره به آنچه «تله دن‌کیشوت‌وار» می‌نامد، می‌گوید: «بین آرمان‌گرایی و دن‌کیشوت‌گرایی تفاوت وجود دارد. در مورد اول اهداف والایی وجود دارد که در تطابق با واقعیات دنبال می‌شوند، اما در نگاه دن‌کیشوت‌وار، آرمان‌ها بدون توجه کافی به واقعیات، راهبردهای عمل و پیامدهای آنها شکل می‌گیرند.»

در میان چهره‌های نزدیک به حکومت ارزیابی متفاوتی از قدرت و نفوذ جمهوری اسلامی مطرح است. حمیدرضا مقدم‌فر، مشاور فرهنگی فرمانده کل سپاه پاسداران، می‌گوید جمهوری اسلامی نه تنها در برابر فشارها و تحریم‌های خارجی عقب‌نشینی نکرده، بلکه از منظر راهبردی توانسته است اراده خود را به آمریکا تحمیل کند.

به گفته آقای مقدم‌فر، آمریکا در تقابل با جمهوری اسلامی «مهم‌ترین مزیت‌ها، اعتبارها و گلوگاه‌های قدرت خود را نیز از دست داد و حالا بدون شک جهان با یک تغییر نظم امنیتی ـ نظامی در دنیا مواجه شده است».

در روزهای گذشته، برخی روزنامه‌ها و فعالان سیاسی نزدیک به جریان‌های موسوم به «میانه‌رو» بر ضرورت فاصله گرفتن از آرمان‌گرایی، حرکت به سوی مذاکره و پایان دادن «عزتمندانه» به جنگ تاکید کرده‌اند.

پیش از انتشار پیام مجتبی خامنه‌ای، برخی چهره‌های سیاسی نیز نسبت به آنچه «آرمان‌گرایی غیرواقع‌بینانه» در ارزیابی قدرت ایران می‌دانند هشدار داده بودند. از جمله روزنامه «سازندگی» در ۴ مهرماه گفت‌وگوی حسین مرعشی، دبیرکل حزب سازندگی، با وب‌سایت «پانوراما» را بازنشر کرد که در آن گفته بود: «دچار آرمان‌گرایی غیرواقع‌بینانه از قدرت خودمان و توانایی‌های خودمان شده‌ایم.»

حسین مرعشی، دبیرکل حزب سازندگی، در همان گفت‌وگو با انتقاد از نحوه پیوند خوردن دین و تصمیم‌گیری‌های حکومتی گفت: «الان یکی باید بیاید و دین را از زیر دست و پای منافع ملی و تصمیمات حکومتی نجات بدهد. دین در خدمت منافع ملی بوده، نه منافع ملی در خدمت دین.»

او همچنین درباره امکان تغییر در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی گفت: «اصلاح جمهوری اسلامی خیلی سخت است؛ خیلی سخت. من اصلا نمی‌گویم کار ساده‌ای است. کار زمان‌بری است، کار پرهزینه‌ای است، ولی این کار از هر اتفاقی که بخواهد به تغییر نظم موجود منجر شود، هزینه‌اش کمتر است.»

اظهارات آقای مرعشی را می‌توان بخشی از دیدگاهی دانست که بر ضرورت واقع‌گرایی بیشتر در سیاست‌گذاری و ارزیابی توانایی‌ها و جایگاه ایران تاکید می‌کند.

از این منظر، اهمیت بحث «محاسبات الهی» تنها به یک مناقشه نظری درباره مفهوم قدرت محدود نمی‌شود؛ بلکه به این پرسش نیز گره می‌خورد که جمهوری اسلامی در ارزیابی تهدیدها، فرصت‌ها و گزینه‌های پیش روی خود تا چه اندازه بر ملاحظات متعارف سیاسی و تا چه اندازه بر مولفه‌های ایدئولوژیک و الهیاتی تکیه خواهد کرد.