ثبت رکورد تاریخی بورس؛ چرا بورس تهران در دل جنگ رکوردشکنی می‌کند؟

صحن درونی ساختمان بورس تهران که تابلوی بزرگ ارقام نمایان است

منبع تصویر، Irna

توضیح تصویر، جنگ اثری دوگانه دارد: تولید و اقتصاد واقعی را تحت فشار می‌گذارد، اما هم‌زمان از مسیر ارز و تغییر انتظارات، قیمت اسمی بخشی از سهام را بالا می‌برد
    • نویسنده, معصومه طاهرخانی
    • شغل, تحلیلگر اقتصادی
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه

ایران، کشوری که چند ماه پیش درگیر جنگ و آتش بود و هنوز فشار تحریم و تورم افسارگسیخته بر زندگی مردمش سنگینی می‌کند، این روزها شاهد اتفاق عجیبی است: بورس تهران مدام رکورد می‌زند و شاخص کل آن در معاملات این هفته وارد کانال ۵/۶ میلیون واحد شده است؛ بالاترین سطح در تمام تاریخ این بازار. چطور ممکن است اقتصادی در این وضعیت، بورسی در اوج داشته باشد؟

اما بورس لزوما تصویر کاملی از حال اقتصاد نیست. قیمت سهام فقط به عملکرد شرکت‌ها بستگی ندارد؛ بلکه تورم، قیمت دلار، انتظار مردم از آینده و حمایت‌های دولتی هم آن را بالا و پایین می‌برند. پس باید دو سوال را از هم جدا کنیم: چه چیزهایی بورس را بالا برده‌اند؟ و چقدر از این رشد، واقعی و ماندگار است؟

رکورد بورس دقیقا یعنی چه؟

«رکورد بورس» یعنی رشد شاخص کل؛ عددی که نشان می‌دهد قیمت سهام شرکت‌های بورسی در مجموع چقدر بالا یا پایین رفته است. در این محاسبه، شرکت‌های بزرگ‌تر وزن بیشتری دارند؛ یعنی چند شرکت بزرگ پتروشیمی، پالایشگاهی، فلزی یا بانکی می‌توانند به‌تنهایی جهت شاخص را عوض کنند. پس «رکورد شاخص بورس» به این معنا نیست که سهام همه شرکت‌ها رشد کرده یا همه سهامداران سود کرده‌اند.

با این حال، رشد اخیر بورس فقط یک عدد روی نمودار نیست؛ مردم واقعا پول به بورس آورده‌اند. طبق آمار رسمی سازمان بورس و اوراق بهادار، از آغاز جنگ چهل روزه (۹ اسفند ۱۴۰۴) تا ۱۹ مرداد ۱۴۰۵ بیش از ۱۳۵ هزار میلیارد تومان پول سرمایه‌گذاران عادی وارد صندوق‌های سرمایه‌گذاری بورس شده است. نکته مهم‌تر این‌که بورس در این دوره از رقبای همیشگی‌اش هم جلو زده است: از آغاز جنگ تا امروز، شاخص کل حدود ۵۲ درصد رشد کرده است؛ در حالی که تورم رسمی این دوره حدود ۴۱ درصد بوده و دلار و طلا رشدی به‌مراتب کمتر داشته‌اند. یعنی بورس در این چند ماه نه‌تنها از تورم جلو افتاده، که پربازده‌ترین بازار کشور هم بوده است. کارنامه بازارها از آغاز جنگ تا امروز دقیقا همین چرخش را نشان می‌دهد.

جنگ؛ شوکی با کارکرد دوگانه

جنگ شاید عجیب‌ترین بخش این ماجرا باشد. برای اقتصاد واقعی، جنگ معمولا خبر بدی است: تولید و تجارت مختل می‌شود، هزینه حمل‌ونقل و بیمه بالا می‌رود و صادرات سخت‌تر می‌شود؛ همه این‌ها به شرکت‌ها فشار می‌آورد. اما اثر جنگ بر بورس به همین‌جا ختم نمی‌شود.

از یک طرف، جنگ قیمت دلار و انتظارات تورمی را بالا می‌برد و همین، درآمد ریالی شرکت‌های صادراتی را بیشتر می‌کند. از طرف دیگر، بورس فقط «امروز» را قیمت‌گذاری نمی‌کند؛ به «فردا» هم کار دارد. اگر اول جنگ همه ترسیده باشند و قیمت‌ها با فرض بدترین اتفاق پایین آمده باشد، همین که ترس کم شود قیمت‌ها بالا می‌روند، حتی اگر خطر جنگ کاملا از بین نرفته باشد. گاهی کافی است سرمایه‌گذاران فقط «فکر کنند» اوضاع قرار نیست بدتر شود.

جنگ برای بورس؛ خیر است یا شر؟

پس بالاخره جنگ به نفع بورس است یا به ضررش؟ پاسخ این است: هر دو، اما از دو مسیر متفاوت. روی کاغذ، جنگ برای هر بازار مالی خبر بدی است؛ چون ریسکی است که هیچ‌کس نمی‌تواند از آن فرار کند و به همه بازار سرایت می‌کند. وقتی چنین ریسکی بالا می‌رود، سرمایه‌گذارها نگران اصل پول‌شان می‌شوند، از دارایی‌های پرریسک مثل سهام فاصله می‌گیرند و دنبال یک جای امن می‌گردند: سپرده بانکی، دلار یا طلایی که «دم دست» باشد و این یعنی خروج پول از بورس.

اما بورس ایران یک ویژگی خاص دارد که این معادله را بر هم می‌زند: دلارمحور است. وقتی بخش بزرگی از شرکت‌های بزرگ بازار صادرات‌محورند، گران‌شدن دلار که معمولا همراه جنگ می‌آید، یعنی درآمد ریالی همین شرکت‌ها بالا می‌رود و سودشان روی کاغذ بیشتر می‌شود. به زبان ساده: جنگ از درِ جلو پول را از بورس فراری می‌دهد و از درِ عقب، از مسیر دلار، به آن برمی‌گرداند.

البته دو ریسک بزرگ دیگر همیشه در پس‌زمینه می‌ماند: یکی خطر تعطیلی بورس؛ همان‌طور که در همین جنگ حدود سه ماه بازار سرمایه بسته بود و دارایی میلیون‌ها سهامدار عملا قفل شد و دیگری خطر آسیب فیزیکی؛ اینکه زیرساخت‌ها یا خود شرکت‌ها هدف حمله قرار بگیرند و بخشی از تولیدشان متوقف شود. بنابراین کارنامه جنگ برای بورس دوگانه است: در کوتاه‌مدت و از مسیر دلار می‌تواند حتی محرک رشد باشد، اما در بنیان، ریسکی است که هر لحظه می‌تواند ورق را برگرداند.

وقتی همه‌ چیز گران می‌شود، سهام هم گران می‌شود

بخش دیگری از رشد بورس ساده‌تر از این حرف‌هاست: گرانی. طبق آخرین گزارش مرکز آمار ایران، در تیر ۱۴۰۵ یک سبد یکسان از کالا و خدمات به‌طور متوسط ۸۷/۹ درصد گران‌تر از تیر سال قبل بوده و فقط در چهار ماه اول امسال، قیمت‌ها روی هم حدود ۳۰ درصد بالا رفته است. در اقتصادی که همه‌چیز با این سرعت گران می‌شود، عجیب نیست که قیمت سهام هم بالا برود.

اما نکته مهم اینجاست: وقتی قیمت یک دارایی دو برابر می‌شود ولی هزینه زندگی هم با همان سرعت بالا می‌رود، صاحب آن دارایی واقعا ثروتمندتر نشده است؛ فقط عددها بزرگ‌تر شده‌اند. بخش بزرگی از این «سود»، تنها جبران آب‌رفتن ارزش پول است. همین قاعده درباره شرکت‌های بورسی هم صادق است: بخش زیادی از رشد ارزش آن‌ها از تورم آمده است، نه از بهترشدن واقعی عملکرد. برای همین، رشد هر بازاری در ایران را باید بعد از کم‌کردن اثر تورم سنجید تا مشخص شود که واقعا سودی در کار بوده یا نه؟

تصویر سازی از نمودار آماری بر پسزمینه پرچم جمهوری اسلامی و دکل‌های حفر چاه و تصاویر اسکناس به ریال با عکس روح‎الله خمینی

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، افزایش نرخ ارز و افزایش قیمت فروش دو عامل اصلی بهبود گزارش‌های مالی بورسی ها بوده‌اند یعنی بخشی از رشد سود شرکت‌ها ناشی از افزایش تولید نبوده، بلکه از تغییر قیمت‌ها و نرخ ارز آمده است

دلار دولتی چگونه به کمک بورس آمد؟

از % title % عبور کنید و به ادامه مطلب بروید
خبرنامه بی‌بی‌سی فارسی

گزیده‌ای از مهم‌ترین خبرها، گزارش‌های میدانی و گفت‌وگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.

اینجا مشترک شوید

پایان % title %

یکی از مهم‌ترین محرک‌های بورس، رشد نرخ ارز و قیمت فروش محصولات شرکت‌های بورسی است. برای بخش بزرگی از شرکت‌های صادراتی و کالامحور بورسی از پتروشیمی و فلزات گرفته تا پتروپالایشی‌ها، نرخ «مرکز مبادله ارز و طلای ایران» نقش مهم‌تری نسبت به دلار آزاد دارد. از آغاز جنگ، این نرخ افزایش یافته و در اوایل مرداد از ۱۵۲ هزار تومان هم فراتر رفته است. بالارفتن این نرخ باعث می‌شود شرکت‌های صادراتی حتی بدون افزایش حجم صادرات، رقم ریالی بیشتری از همان درآمد دلاری ثبت کند؛ و چون بیش از ۸۰ درصد ترکیب صنایع بورس ایران را شرکت‌های صادرات‌محور تشکیل می‌دهند، این یکی از اهرم‌های اصلی رشد سود اسمی بوده است. به بیان ساده‌تر، شرکتی که حتی یک تن بیشتر از قبل صادر نکرده است، حالا بابت همان درآمد دلاری، ریال بیشتری شناسایی می‌کند و سودش بالاتر می‌رود، همین یک اتفاق کافی است تا موج رشد سود در کل بازار راه بیفتد.

در صنایع دارویی و غذایی، تغییر سیاست ارز ترجیحی دولت از دی‌ماه ۱۴۰۴ و افزایش نرخ فروش نقش بسیار پررنگ‌تری داشته است. در بانک‌ها اثر از مسیر تبدیل ارزی، در پالایشی‌ها از مسیر نرخ ارز و قیمت نفت، و در شرکت‌های فلزی و معدنی از مسیر نرخ تبدیل صادرات وارد شده است. هرچند محدودیت‌های ناترازی انرژی و توقف فعالیت‌های شرکت‌ها، بخشی از این مزیت را هم خنثی کرده است. در مجموع، افزایش نرخ ارز و افزایش قیمت فروش دو عامل اصلی بهبود گزارش‌های مالی بورسی‌ها بوده‌اند؛ یعنی بخشی از رشد سود شرکت‌ها ناشی از افزایش تولید نبوده، بلکه از تغییر قیمت‌ها و نرخ ارز آمده است. در واقع تورم عامل اصلی بخش زیادی از رشد بورس است و نه تولید و بهره‌وری و توسعه.

رکورد با ریال، سقوط با دلار

روشن‌ترین تصویر از ماهیت رکورد فعلی، در مقایسه ارزش ریالی و دلاری بورس دیده می‌شود. اما چرا اصلا ارزش بازار را با دلار می‌سنجیم؟ چون در اقتصادی که پول ملی هر سال بخشی از ارزش خود را از دست می‌دهد، ریال معیار قابل‌اتکایی برای مقایسه بین دو مقطع زمانی نیست؛ برای اینکه بدانیم بازار «واقعا» بزرگ‌تر شده یا فقط عددهای اسمی آن متورم شده‌اند، ارزش کل شرکت‌ها را با معیار باثبات‌تری مثل دلار می‌سنجند.

با این معیار، تصویر بورس معکوس می‌شود. شاخص بورس از نظر ریالی در بالاترین سطح تاریخی است و بازار در یک سال گذشته از هر نظر بزرگ‌تر شده است: ارزش معاملات چند برابر شده، سود نقدی تقسیمی شرکت‌ها افزایش یافته و حتی عرضه اولیه جدید به بازار آمده است. اما ارزش دلاری کل بازار از حدود ۱۱۰ میلیارد دلار در مرداد پارسال به محدوده ۹۰ میلیارد دلار رسیده است؛ یعنی بورس با معیار دلار بیش از یک‌سوم کوچک‌تر شده است. دلیلش ساده است: در همین فاصله، نرخ دلار بسیار تندتر از قیمت سهام رشد کرده و طبیعی است وقتی واحد قیمت‌گذاری ضعیف می‌شود، قیمت ریالی می‌تواند رکورد بزند، بی‌آنکه ارزش واقعی به همان نسبت رشد کرده باشد. مقایسه وضعیت امروز بازار با روزهای پیش از جنگ، عمق این تغییر را نشان می‌دهد.

جبران عقب‌ماندگی بورس؟

بخشی از صعود اخیر را می‌توان جبران عقب‌ماندگی بورس از سایر بازارها دانست. در اقتصاد تورمی ایران، سرمایه مدام بین بازارها جابه‌جا می‌شود؛ یک دوره دلار جلو می‌افتد، دوره‌ای طلا و سکه، و مقطعی هم بورس. دلار و طلا در ماه‌های منتهی به جنگ جهش کرده بودند و سهام جا مانده بود؛ همین عقب‌ماندگی، بورس را در چشم بخشی از سرمایه‌گذاران «ارزان» کرد و با تغییر انتظارات، جریان پول به سمتش برگشت.

تعطیلی نزدیک به سه‌ماهه بورس در جریان جنگ هم این ذهنیت را در مردم ساخته که این بازار پتانسیل انباشته‌ای برای رسیدن به بقیه بازارها دارد و حتی در شرایط «نه جنگ، نه صلح» ابزار مناسبی برای سرمایه‌گذاری است؛ به‌ویژه صندوق‌های درآمد ثابت که با بازدهی بالاتر از سود بانکی، در بسیاری از روزها موتور اصلی جذب پول بوده‌اند.

مردی پشت به تصویر در حالی که ورقی را در دست نگه داشته به تابلوی ارقام بورس نگاه می‌کند

منبع تصویر، Tasnim

توضیح تصویر، در اقتصاد تورمی ایران، سرمایه مدام بین بازارها جابه‌جا می‌شود. یک دوره دلار جلو می‌افتد، دوره‌ای طلا و سکه، و مقطعی هم بورس

دست سیاست‌گذار روی بازار

نمی توان بخشی از رفتار بورس پس از جنگ را بدون نقش سیاست‌گذار این بازار، توضیح داد. پس از بازگشایی بورس پس از وقفه طولانی‌مدت ، مقررات حمایتی گسترده‌ای اجرا شد: از ممنوعیت «فروش بازارگردان‌ها، صندوق‌های سرمایه‌گذاری و سهامداران حقوقی» گرفته، تا تزریق روزانه منابع از سوی صندوق‌های حمایتی مثل «صندوق تثبیت بازار سرمایه» و «صندوق توسعه بازار». از طرفی، محدودیت‌های ساختاری بورس مثل: «دامنه نوسان مثبت ‌و منفی سه درصد، حجم مبنا و محدودیت‌های سفارش‌گذاری» هم باعث شده بورس همواره در شرایطی کنترل‌شده حرکت کند. هدف این سیاست‌ها جلوگیری از فروش هیجانی است، اما به روشنی نشان می‌دهد قیمت‌ها در دوره‌های بحرانی تنها حاصل تعامل آزاد خریدار و فروشنده نیستند.

در کنار این موارد، یکی از مغفول‌ترین بخش‌های بازار هم توقف معاملات سهام عدالت است: نماد بسیاری از شرکت‌های سرمایه‌گذاری استانی سهام عدالت از سال ۱۴۰۰ متوقف مانده و دارایی ۴۹ میلیون دارنده‌ این سهام امکان معامله روزانه ندارد. بازگشایی نماد این شرکت‌ها، که حدود ۲۰ درصد ارزش روز بورس را تشکیل می‌دهند، می‌تواند فشار عرضه سنگینی را ایجاد کند.

رابطه بورس با اقتصاد واقعی

رکوردشکنی بورس به معنای بهتر شدن حال اقتصاد نیست. شاخص بیش از آنکه تصویر معیشت مردم باشد، ارزش شرکت‌های بورسی و انتظارات سرمایه‌گذاران از آینده‌شان را نشان می‌دهد؛ در حالی‌که وضعیت اقتصاد را باید در تولید، سرمایه‌گذاری، اشتغال، تورم و درآمد واقعی خانوارها دید. حتی همان چیزی که برای مردم هزینه ایجاد می‌کند، می‌تواند برای بخشی از شرکت‌های بورسی درآمدزا باشد: گران‌شدن دارو و غذا فشار بیشتری بر بودجه خانوار می‌گذارد، اما برای شرکتی که مجوز افزایش قیمت گرفته، یعنی فروش ریالی بالاتر.

کاهش ارزش ریال هم قدرت خرید حقوق‌بگیران را پایین می‌آورد، اما درآمد ریالی شرکت‌های صادراتی را بالا می‌برد. به همین دلیل، رکورد بورس و ضعیف‌ترشدن قدرت خرید خانوارها نه‌تنها متناقض نیستند، بلکه در اقتصادی تورمی می‌توانند هم‌زمان اتفاق بیفتند.

آیا سال ۱۳۹۹ تکرار می‌شود؟

صعود سریع شاخص، خاطره‌ سال ۱۳۹۹ را هم زنده کرده؛ زمانی که رشد شدید بازار با ورود گسترده سرمایه‌گذاران تازه‌وارد همراه شد و از قله‌ ۲۱۰۰ هزار واحدی در ۲۱ مرداد ۱۳۹۹، سقوطی تاریخی ثبت کرد و در پی آن رکودی طولانی آغاز شد.

اما شرایط امروز با آن سال چندان یکسان نیست: نرخ ارز، تورم، اندازه دلاری بازار، فضای سیاسی و سودآوری شرکت‌ها تغییر کرده و ابزارهای حمایتی هم فعال‌ترند. اما یک اصل ثابت مانده: رشد گذشته، تضمینی برای ادامه آن نیست. اگر بخشی از صعود فعلی بر کاهش ریسک جنگ، رشد نرخ ارز، افزایش نرخ فروش شرکت‌ها و حمایت سیاست‌گذار بنا شده، تغییر هر یک از این عوامل می‌تواند روند بازار را عوض کند.

مونتاژ تصاویرمتشکل از تصاویر پرچم‌های جمهوری اسلامی و آمریکا، نموادر آماری و لوله پمپ بنزین، بخشی از روزنامه به انگلیسی، پرهیب جمعیت و نمادهای انرژی هسته‌ای

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، بخشی از عواملی که بورس را به رکورد فعلی رسانده است، نه به عملکرد بنیادی شرکت‌ها، بلکه به متغیرهایی خارج از کنترل آن‌ها وابسته است

مسیر بورس از جنگ تا صلح

تجربه‌ بورس ایران نشان داده در دوره‌های افزایش ریسک سیاسی و نظامی، بورس معمولا نخستین بازاری است که واکنش منفی نشان می‌دهد. در مقابل، هر بار احتمال درگیری کم می‌شود و چشم‌انداز ثبات تقویت می‌شود، بخشی از همین ریسک از قیمت سهام کنار می‌رود و بازار فرصت بازیابی پیدا می‌کند. رشد اخیر بورس را هم می‌توان در همین چارچوب دید: بازاری که مدت‌ها از تورم و سایر دارایی‌ها عقب مانده بود، با کاهش نسبی ریسک جنگ، رشد نرخ ارز و بهبود سود اسمی شرکت‌ها، بخشی از این فاصله را جبران کرده است، به‌ویژه در اقتصادی که تورم نزدیک به ۹۰ درصد، ارزش ریال و قیمت اسمی دارایی‌ها را به‌شدت جابه‌جا کرده است.

اما مسئله‌ اصلی از اینجا به بعد، پایداری این رشد است. بخشی از عواملی که بورس را به رکورد فعلی رسانده است، نه به عملکرد بنیادی شرکت‌ها، بلکه به متغیرهایی خارج از کنترل آن‌ها وابسته است. شاید مهم‌ترین پیام رکورد تازه‌ بورس، نه خود عدد ۵/۶ میلیون واحد، بلکه شکنندگی‌اش در برابر تحولات سیاسی باشد؛ در بازار سرمایه ایران، جنگ ریسک را بالا می‌برد و صلح، فضای بیشتری برای رشد ایجاد می‌کند. اینکه رکورد امروز به روندی پایدار تبدیل شود یا نه، بیش از هر چیز به این بستگی دارد که کدام سناریو ماندگارتر باشد.