چین کجای جنگ ایران ایستاده است؟

دیدار مسعود پزشکیان و شی جین‌پینگ در بیشکک

منبع تصویر، president.ir

    • نویسنده, سعید جعفری
    • شغل, روزنامه‌نگار
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه

دیدار مسعود پزشکیان و شی جین‌پینگ در بیشکک چندان شبیه ملاقات رهبران دو کشوری نبود که روابط خود را «راهبردی» توصیف می‌کنند. روسای جمهوری ایران و چین چند دقیقه، ایستاده در گوشه‌ای از سالن با یکدیگر صحبت کردند و از دیدار رسمی دوجانبه این دو خبری نبود.

شکل این ملاقات در ایران به گمانه‌هایی دامن زد که چین از سیاست تهران در ماه‌های اخیر، به‌خصوص ادامه تنش و وضعیت تنگه هرمز، رضایت ندارد. با این حال، فراتر از این دیدار، مواضع چین در ماه‌های جنگ و منافعی که در خلیج فارس دارد، تصویری دقیق‌تر از محاسبات پکن به دست می‌دهد.

چین حملات آمریکا و اسرائیل به ایران و تحریم‌های واشنگتن علیه تهران را محکوم کرده، اما در عین حال بارها خواستار بازگشایی تنگه هرمز و بازگشت جمهوری اسلامی و ایالات متحده به میز مذاکره شده‌ است.

در چنین شرایطی حضور مسعود پزشکیان در نشست پیمان همکاری شانگهای و دیدار با رهبر چین بیش از همیشه زیر ذره‌بین ناظران قرار گرفت.

آناهیتا معتضدراد، پژوهشگر ارشد مهمان در دپارتمان روابط بین‌الملل مدرسه اقتصاد لندن، به بی‌بی‌سی چینی گفت که مقام‌های جمهوری اسلامی در شرایطی به بیشکک رفتند که ایران زیر فشار شدید اقتصادی و راهبردی قرار دارد و نیاز به همکاری با چین بیشتر احساس می‌شود.

ایران چقدر برای چین مهم است؟

وابستگی اقتصادی ایران به چین در سال‌های تحریم بیشتر شده که بخش مهمی از آن به نفت مربوط است؛ چین امروز خریدار اصلی نفت صادراتی ایران و از مهم‌ترین شرکای تجاری تهران است. بر اساس آمار گمرک چین، حجم تجارت رسمی دو کشور در سال ۲۰۲۵ حدود ۹ میلیارد و ۹۶۰ میلیون دلار بود. البته این عدد بخش بزرگی از واردات نفت از ایران را نشان نمی‌دهد که به دلیل تحریم‌ها در آمار رسمی چین ثبت نمی‌شود. با احتساب این نفت، کمیسیون کنگره آمریکا برای بررسی روابط اقتصادی و امنیتی آمریکا و چین، ارزش تجارت ایران و چین در سال ۲۰۲۵ را حدود ۴۱ میلیارد دلار برآورد کرده است.

چین در همان سال به طور متوسط روزانه نزدیک به یک میلیون و ۴۰۰ هزار بشکه نفت ایران را خرید که این میزان بیش از ۹۰ درصد کل صادرات نفت ایران بوده است. نفت ایران در عین حال حدود ۱۲ درصد کل واردات نفت خام چین را تشکیل می‌داد.

این اعداد میزان وابستگی ایران به چین را نشان می‌دهند، اما این رابطه برای دو کشور وزنی یکسان ندارد. تجارت چین با عربستان سعودی در سال ۲۰۲۵ حدود ۱۰۸ میلیارد دلار و تجارتش با امارات هم در همین حدود بود؛ یعنی هر کدام بیش از دو برابر کل تجارت چین و ایران. تجارت کالایی چین و ایالات متحده هم در سال گذشته بیش از ۴۱۴ میلیارد دلار بود و با اضافه کردن خدمات به حدود ۴۹۵ میلیارد دلار رسید.

محمد قائدی، مدرس روابط بین‌الملل در دانشگاه جورج واشنگتن، در گفت‌وگو با بی‌بی‌سی فارسی این تفاوت را از محدودیت‌های روابط تهران و پکن می‌داند و می‌افزاید: «چین تجارت بزرگی، نزدیک به ۵۰۰ میلیارد دلار، با آمریکا دارد و نمی‌خواهد آن‌را به خطر بیندازد. مضاف بر اینکه با رقبای عرب ایران در منطقه هم تجارت بزرگ‌تری نسبت به ایران دارد.»

در عین حال رقم تجارت نمی‌داند تصویری دقیق از میزان اهمیت ایران برای پکن ارائه کند و مولفه‌های دیگری در مناسبات دو طرف قابل توجه هستند: تهران نفت تحریمی را با تخفیف در اختیار پالایشگاه‌های چینی می‌گذارد؛ موقعیت جغرافیایی ایران بر تنگه هرمز اثر مستقیم دارد و جمهوری اسلامی هم در مجموعه کشورهایی قرار گرفته که با تحریم‌های آمریکا و بخش‌هایی از نظم تحت رهبری واشنگتن مخالفت می‌کنند.

آقای قائدی می‌گوید کمک به ایران برای مقاومت در مقابل آمریکا، «تا آن اندازه که روابط چین و آمریکا را به خطر نیندازد»، با منافع پکن سازگار است.

چند کشتی در خلیج فارس

منبع تصویر، AFP via Getty Images

توضیح تصویر، در سال ۲۰۲۵ حدود ۴۹ درصد واردات انرژی چین، شامل نفت خام، فرآورده‌های نفتی، گاز طبیعی مایع و ال‌پی‌جی، از خاورمیانه تامین شد

هرمز؛ جایی که منافع دو طرف فاصله می‌گیرد

از % title % عبور کنید و به ادامه مطلب بروید
خبرنامه بی‌بی‌سی فارسی

گزیده‌ای از مهم‌ترین خبرها، گزارش‌های میدانی و گفت‌وگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.

اینجا مشترک شوید

پایان % title %

در تنگه هرمز فاصله میان بعضی از منافع تهران و پکن روشن‌تر می‌شود، جایی که چین بخش بزرگی از انرژی مورد نیاز خود را از کشورهای دیگر خلیج فارس می‌خرد و اختلال در این مسیر مستقیما بر امنیت انرژی آن اثر می‌گذارد.

آمار و ارقام تصویر واضح‌تری ارائه می‌دهند؛ در سال ۲۰۲۵ حدود ۴۹ درصد واردات انرژی چین، شامل نفت خام، فرآورده‌های نفتی، گاز طبیعی مایع و ال‌پی‌جی، از خاورمیانه تامین شد. پس از شروع جنگ و اختلال در تنگه هرمز، سهم خاورمیانه از واردات نفت خام چین که در سال قبل ۵۲ درصد بود، در ماه مه به ۳۱ درصد کاهش یافت.

این نگرانی فقط به نیازهای انرژی خود چین محدود نیست. رویترز در ماه ژوئیه گزارش داد که کشورهای عرب خلیج فارس از پکن خواسته‌اند از نفوذ اقتصادی خود بر تهران برای بازگشایی تنگه هرمز و مسیرهای کشتیرانی دریای سرخ استفاده کند. برای چین، ادامه بحران می‌تواند روابط با کشورهایی را نیز تحت تاثیر قرار دهد که حجم تجارتش با آنها چند برابر تجارت با ایران است.

چین توانسته بخشی از نفت از دست‌رفته ایران و دیگر کشورهای خلیج فارس را از روسیه، برزیل و تولیدکنندگان دیگر جبران کند، اما جایگزین کردن نفت و گازی که از کل منطقه می‌خرد به مراتب دشوارتر است.

حمیدرضا عزیزی تحلیلگر ارشد مسائل ایران در گروه بین‌المللی بحران در گفتگو با بی‌بی‌سی فارسی می‌گوید چین در بلندمدت، جنگ ایران را در چارچوب رقابت بزرگ‌تر خود با آمریکا می‌بیند، اما محاسبه کوتاه‌مدتش متفاوت است: «چین خودش به عنوان یک مصرف‌کننده انرژی از ادامه این وضعیت که به باب‌المندب هم کشیده شده ضرر می‌کند و همین باعث می‌شود، آن حمایت حداکثری که برخی انتظار دارند از ایران در این مناقشه صورت گیرد مشاهده نشود. در عین حال چین از طریق ابزارهای سیاسی و دیپلماتیکی که دارد [برای حل بحران] تلاش می‌کند.»

منافع جنگ آمریکا با ایران برای چین

جنگ در کنار هزینه‌هایی که برای چین داشته، در رقابت بلندمدت با آمریکا امکاناتی هم ایجاد کرده که از نگاه پکن می‌تواند مطلوب باشد؛ از جمله مصرف ذخایر مهماتی که واشنگتن در یک درگیری احتمالی در غرب اقیانوس آرام نیز به آنها نیاز خواهد داشت.

بررسی مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی نشان می‌دهد هفت نوع از مهماتی که در جنگ ایران به شکل گسترده استفاده شده‌اند، در یک درگیری احتمالی آمریکا با چین در غرب اقیانوس آرام نیز مورد نیاز خواهند بود. این مرکز برآورد می‌کند ذخایر پاتریوت آمریکا به کمتر از هزار فروند و تاد به حدود ۲۵۰ فروند رسیده است.

آقای قائدی با اشاره به اینکه این بخش از جنگ برای چین مطلوب است، می‌افزاید: «آمریکا بخشی از ذخایر موشکی خود را علیه ایران مصرف می‌کند؛ موشک‌هایی که می‌توانستند در یک نبرد فرضی علیه چین استفاده شوند.»

گزارش سالانه وزارت دفاع تایوان هم می‌گوید چین جنگ ایران را از نزدیک مطالعه کرده و از جمله مصرف سریع مهمات آمریکا و ضعف‌های هماهنگی میان متحدان واشنگتن را زیر نظر گرفته است.

با این حال ناظران استدلال می‌کنند که باید با در نظر گرفتن همه مولفه‌ها تصویری جامع از این وضعیت ترسیم کرد. شرایطی که در آن چین ضمن اینکه از تضعیف رقیب خود در سطح جهانی سود می‌برد اما در عین حال، ادامه تنش‌ها در خلیج فارس می‌تواند برای سیاست‌های انرژی این کشور زیان‌آور باشد.

عزیزی وضعیت چین را این‌گونه خلاصه می‌کند: « مجموعه شرایط باعث می‌شود که چینی‌ها در عین اینکه در فشار علیه ایران از حد مشخصی فراتر نروند، همزمان در حمایت از ایران هم جانب احتیاط را رعایت کنند.»

شی در بیشکک

منبع تصویر، Anadolu via Getty Images

توضیح تصویر، شی جین‌پینگ قرار است ۲۴ سپتامبر به آمریکا سفر کند و تحلیلگران بر این باورند که پرونده ایران احتمالا یکی از موضوعات دیدار آینده ترامپ و شی خواهد بود

چین تا کجا مقابل فشار آمریکا می‌ایستد؟

اما یکی از پرسش‌هایی که بسیاری از ناظران مایلند به آن بپردازند میزانی است که چین احتمالا حاضر خواهد بود برای ایران هزینه بپردازد.

آقای عزیزی می‌گوید پکن نمی‌خواهد تضعیف شدید ایران «به تکمیل نفوذ آمریکا بر حوزه انرژی خلیج فارس منجر شود.»

از سوی دیگر دولت ترامپ تلاش می‌کند راهبرد فشار اقتصادی و محاصره دریایی علیه ایران را با ضربه زدن به تجارت و روابط میان تهران و پکن پیش ببرد.

اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، از چین خواسته به کارزار فشار اقتصادی علیه تهران بپیوندد و واشنگتن تهدید کرده شرکت‌ها، بانک‌ها و کشورهایی که به اقتصاد ایران کمک کنند ممکن است با تحریم‌های ثانویه روبه‌رو شوند.

با این حال، ایالات متحده دست‌کم تاکنون با وجود تحریم چند شرکت و نهاد چینی، از هدف قرار دادن بانک‌های بزرگ چین خودداری کرده است. این احتیاط در شرایطی صورت گرفته که روابط تجاری واشنگتن و پکن همچنان حساس است و شی جین‌پینگ نیز قرار است ۲۴ سپتامبر به آمریکا سفر کند.

محمد قائدی معتقد است پرونده ایران احتمالا یکی از موضوعات دیدار آینده ترامپ و شی خواهد بود و میزان خرید نفت ایران، رفتار بانک‌ها و شرکت‌های چینی و فشار تحریمی آمریکا می‌تواند بخشی از گفت‌وگوی گسترده‌تر دو کشور شود.

آناهیتا معتضدراد در این خصوص بی بی‌بی‌سی چینی می‌گوید: «مقام‌های ایرانی هم می‌دانند که پکن در حمایت از تهران مراقب است وارد رویارویی مستقیم با واشنگتن نشود.»

پکن تاکنون علنا با درخواست واشنگتن برای همراهی با فشار اقتصادی علیه ایران موافقت نکرده است؛ وزارت خارجه این کشور هفته گذشته در پاسخ به تهدید تحریم موسسات چینی گفت پکن با «تحریم‌های یک‌جانبه غیرقانونی» مخالف است. چند روز پیش از آن نیز اعلام کرده بود همکاری پکن با جمهوری اسلامی در چارچوب قوانین بین‌المللی انجام می‌شود و نباید مختل شود.

حمیدرضا عزیزی انتظار ندارد چین فقط به دلیل تهدید آمریکا از خرید نفت ایران یا همکاری‌های قبلی عقب‌نشینی کند. او با اشاره به اینکه مسئله برای پکن فراتر از ایران است، می‌گوید: «چینی‌ها نمی‌خواهند رویه‌ای شکل بگیرد که ایالات متحده با اعمال فشار، شرکت‌ها و بانک‌های چینی را وادار به اجرای سیاست‌های خود کند.»

چین عملا چه کمکی می‌تواند به ایران بکند؟

بخش مهمی از کمکی که چین در سال‌های تحریم عملا به اقتصاد ایران کرده از مسیر خرید نفت بوده و پالایشگاه‌های این کشور بخش بزرگی از نفت صادراتی ایران را با تخفیف خریداری کرده‌اند.

علاوه بر نفت اهمیت چین برای ایران را می‌توان در حوزه‌های دیگری نیز جستجو کرد. برآورد مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی این است که حدود ۳۰ درصد واردات ایران از چین تامین می‌شود؛ وارداتی که ماشین‌آلات، کالاهای دوکاربردی و برخی قطعات مورد نیاز صنایع ایران را هم شامل می‌شود. این وابستگی در دوره پس از جنگ می‌تواند برای بازسازی بخشی از زیرساخت‌های صنعتی و ظرفیت تولید نظامی ایران اهمیت بیشتری پیدا کند.

در سال‌های گذشته پالایشگاه‌های مستقل چینی بخش بزرگی از نفت ایران را خریدند و پرداخت‌ها از مسیرهایی انجام شد که وابستگی کمتری به نظام مالی دلاری داشتند. اگر نفتکش‌های ایرانی بتوانند به چین برسند، ادامه خرید پالایشگاه‌های مستقل، پذیرش نفت در بنادر چین، تسویه با یوان یا تهاتر و ادامه صادرات کالا به ایران می‌تواند بخشی از اثر تحریم‌های آمریکا را کاهش دهد. این سازوکارها در سال‌های گذشته به تهران کمک کرده‌اند محدودیت‌های مالی آمریکا را دور بزند. اما مشکل فعلی ایران با دوره‌های قبلی تحریم تفاوت دارد و محاصره دریایی آمریکا امکان رساندن نفت به خریدار چینی را به‌شدت محدود کرده است.

صادرات نفت ایران که در ماه مارس به حدود دو میلیون بشکه در روز رسیده بود، در ماه اوت به حدود ۲۲۰ تا ۲۵۵ هزار بشکه در روز سقوط کرد. خبرگزاری رویترز به نقل از داده‌های کپلر، ورتکسا و تنکر ترکرز گزارش داده که از ۱۴ ژوئیه هیچ محموله نفت خام ایران نتوانسته با موفقیت از هرمز عبور کرده و به چین برسد.

محمد قائدی می‌گوید اگر محاصره ادامه پیدا کند، مبادلات ایران و چین بیشتر به مسیرهای زمینی محدود می‌شود؛ مسیرهایی که هم هزینه بیشتری دارند و هم ظرفیت آنها برای صادرات کالا و به‌خصوص انتقال حجم بالای نفت قابل مقایسه با مسیر دریایی نیست.

آقای قائدی معتقد است که موفقیت کارزار تازه آمریکا تا حد زیادی به دو عامل بستگی دارد: «اول اینکه آمریکا تا چه اندازه به سراغ اعمال تحریم‌های ثانویه علیه بندرگاه‌ها، بانک‌ها و شرکت‌های بزرگ چینی می‌رود؛ دوم اینکه چین تا چه اندازه با آمریکا همراهی خواهد کرد.»

توان چین برای کاهش اثر تحریم‌های مالی لزوما به معنی توان یا تمایل آن برای مقابله با محاصره دریایی نیست، چرا که شکستن چنین محاصره‌ای می‌تواند پکن را وارد سطح بسیار متفاوتی از رویارویی با واشنگتن کند. تاکنون نشانه‌ای وجود ندارد که رهبران چین آماده پذیرش چنین هزینه‌ای باشند.

در حوزه امنیتی هم چنین محدودیت‌هایی قابل مشاهده است؛ چرا که چین تا امروز هیچ تعهدی برای دفاع نظامی از ایران نداده و در طول جنگ هم به سمت مداخله مستقیم به نفع تهران نرفته است. رابطه‌ای که دو طرف آن را راهبردی می‌خوانند، در عمل به یک اتحاد دفاعی تبدیل نشده است.

مسعود پزشکیان در کنار رهبران آسیا در اجلاس سازمان همکاری‌های شانگهای

منبع تصویر، Shutterstock Editorial

توضیح تصویر، دیدار کوتاه پزشکیان و شی در بیشکک به خودی خود نشانه قطعی نارضایتی چین نیست؛ چین احتمالا تا جایی به تهران برای تحمل فشار آمریکا کمک می‌کند که این حمایت به منافع بزرگ‌تر خودش لطمه نزند

آیا چین ایران را به سمت توافق می‌برد؟

مواضع رسمی پکن در ماه‌های جنگ تغییر زیادی نکرده است: مخالفت با حملات و تحریم‌های آمریکا، ادامه رابطه با ایران و حمایت از مذاکره و بازگشایی تنگه هرمز.

هرچند تضعیف شدید ایران می‌تواند به افزایش نفوذ آمریکا در منطقه منجر شود و همراهی با فشار تحریمی واشنگتن نیز سابقه‌ای ایجاد کند که پکن تمایلی به پذیرش آن ندارد، ادامه وضعیت فعلی هم با بخشی از منافع چین سازگار نیست. امنیت انرژی این کشور به جریان نفت و گاز خلیج فارس وابسته است و روابط اقتصادی پکن با کشورهای عرب منطقه نیز چند برابر بزرگ‌تر از تجارتش با ایران است.

در چنین شرایطی، دیدار کوتاه پزشکیان و شی در بیشکک به خودی خود نشانه قطعی نارضایتی چین نیست، اما رفتار پکن در ماه‌های جنگ مرزهای این رابطه را بهتر نشان داده است. چین احتمالا تا جایی به تهران برای تحمل فشار آمریکا کمک می‌کند که این حمایت به منافع بزرگ‌تر خودش لطمه نزند و همین محاسبه باعث می‌شود همزمان ایران را به سمت بازگشایی هرمز و رسیدن به توافق سوق دهد.

با توجه به سهم چین در خرید نفت و تجارت ایران، ادامه مقاومت اقتصادی تهران در برابر فشار آمریکا بدون همکاری پکن دشوارتر خواهد بود. تصمیم چین درباره میزان این همکاری اما فقط به رابطه با ایران بستگی ندارد و امنیت انرژی، مناسبات با کشورهای خلیج فارس و رقابت بسیار بزرگ‌تر با واشنگتن نیز در آن نقش دارند.