«بی‌داد» در سینمای ایران؛ جدال بر سر فیلمی که قرار نیست در ایران اکران شود

    • نویسنده, مسعود آذر
    • شغل, بی‌بی‌سی
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه

در سینمای ایران، اگر زمانی بحث قاچاق و انتشار غیرقانونی فیلم‌ها مطرح بود و کارگردانان و سرمایه‌گذاران از قاچاق و انتشار غیرقانونی فیلم‌هایی مثل «سنتوری»، «نقاب» و «کاناپه» گلایه می‌کردند، حالا یک کارگردان سینما خودش تصمیم گرفته است فیلمش را خارج از شبکه رسمی اکران و بدون دریافت مجوز نمایش از وزارت ارشاد، در یوتیوب منتشر کند.

انتشار فیلم سینمایی «بی‌داد» ساخته سهیل بیرقی در زمانی صورت گرفته که بحث درباره زنان، محدودیت‌های فرهنگی، سیاست‌های ممیزی و رابطه نسل جدید ایران، با جمهوری اسلامی در کانون توجه قرار دارد.

سهیل بیرقی در «بی‌داد» سراغ یکی از جنجالی‌ترین و حساس‌ترین موضوعات روزجامعه ایران در حدود ۵ دهه گذشته یعنی ممنوعیت آوازخوانی زنان در عرصه عمومی رفته است. اما فیلم به موسیقی و خوانندگی محدود نمی‌شود و تلاش می‌کند در سایه این موضوع، تصویری از وضعیت اجتماعی و فرهنگی کشور و بخصوص نسل جوان ایران، به ویژه نسل موسوم به «زد»، ارائه دهد؛ نسلی که در سال‌های اخیر به نماد اعتراض، نافرمانی مدنی و مطالبه‌گری تبدیل شده است.

واکنش‌ها به فیلم نشان می‌دهد که دایره نقد فیلم به منتقدان سینما خلاصه نشده و هر بیننده‌ای را با هر گرایش فکری، به واکنش وادار کرده است. بی‌راه نیست که اگر گفته شود فیلم «بی‌داد» از فیلم‌های انگشت شمار در چند سال‌ اخیر است که در شبکه‌های اجتماعی، رسانه‌ها و در بین فعالان فرهنگی و سیاسی بحث‌انگیز شده باشد.

شمار فیلم‌هایی که در سال‌های اخیر، به‌ویژه پس از جنبش «زن، زندگی، آزادی»، خارج از چارچوب صدور مجوز و ممیزی وزارت ارشاد و به اصطلاح «زیرزمینی» ساخته شده‌اند، رو به افزایش است. از جمله این آثار می‌توان به «یک تصادف ساده» ساخته جعفر پناهی، «دانه انجیر معابد» به کارگردانی محمد رسول‌اف و «کیک محبوب من» ساخته مریم مقدم و بهتاش صناعی‌ها اشاره کرد.

روزنامه اعتماد آبان‌ماه سال گذشته گزارش داد که ۱۸ فیلم سینمایی بدون مجوز تولید شده‌اند. همچنین کانون کارگردانان سینمای ایران در نامه‌ای به رئیس سازمان سینمایی خواستار انحلال شورای پروانه ساخت و پایان دادن به ممیزی فیلمنامه‌ها شد.

«بی‌داد» محصول چه زمانی است؟

«بی‌داد» محصول سال ۱۴۰۱ است. در این سال جامعه ایران در میانه یکی از مهم‌ترین تحولات سیاسی و اجتماعی چند دهه اخیر قرار داشت. اعتراضات پس از جان‌باختن مهسا امینی و شکل‌گیری جنبش «زن، زندگی، آزادی» نه تنها فضای سیاسی کشور را تحت تاثیر قرار داد، بلکه بسیاری از مرزهای فرهنگی و اجتماعی را نیز جابه‌جا کرد.

در آن مقطع، بحث حجاب اجباری، حضور زنان در عرصه عمومی و محدودیت‌های اعمال شده بر آنان به یکی از اصلی‌ترین موضوعات جامعه تبدیل شد. در چنین فضایی، ساخت فیلمی درباره زنی که برای حق خواندن می‌جنگد، واجد معنایی متفاوت بود.

«بی‌داد» در واقع محصول روزهایی است که بخش قابل توجهی از جامعه درباره حقوق زنان، تبعیض‌های قانونی و نحوه مواجهه حکومت با مطالبات اجتماعی بحث می‌کرد. این فیلم در بستر اعتراضات سراسری شکل گرفت؛ اعتراضاتی که در جریان آنها شماری از معترضان نیز جان خود را از دست دادند.

انتشار «بی‌داد» چند سال پس از تولید، باعث شده است فیلم در شرایطی متفاوت از زمان ساختش به دست مخاطبان برسد. جامعه ایران از سال ۱۴۰۱ تاکنون تغییراتی را تجربه کرده و این تغییرات بر نحوه مواجهه تماشاگران با فیلم نیز اثر گذاشته است. در نتیجه، برخی از عناصر و مضامینی که در زمان تولید فیلم غیرمتعارف یا تابوشکنانه به نظر می‌رسیدند، امروز برای بخشی از مخاطبان تازگی کمتری دارند؛ به‌ویژه در موضوعاتی مانند حجاب اجباری که طی سال‌های اخیر دستخوش تحولات عمده‌ای شده است.

فاصله میان تولید و انتشار «بی‌داد» چندان طولانی نیست، اما شتاب تحولات اجتماعی در ایران باعث شده برخی منتقدان معتقد باشند فیلم دیر به دست مخاطبان رسیده است. به باور آنها، اگر «بی‌داد» بلافاصله پس از تولید منتشر می‌شد، می‌توانست در متن یکی از مهم‌ترین منازعات اجتماعی سال‌های اخیر ایران دیده شود. اما اکنون، به گفته این منتقدان، بخشی از جامعه از برخی موضوعات مطرح‌شده در فیلم عبور کرده و با مسائل و دغدغه‌های تازه‌تری روبه‌رو است. از این منظر، سرعت تحولات اجتماعی از روند تولید و انتشار فیلم پیشی گرفته است.

از سهیل بیرقی و عوامل «بی‌داد» چه می‌دانیم؟

«بی‌داد» چهارمین فیلم بلند سهیل بیرقی است. کارنامه این کارگردان، با روایت‌های زن‌محور و پرداختن به محدودیت‌ها و تبعیض‌هایی گره خورده که زنان در جامعه ایران با آن مواجه هستند.

سهیل بیرقی در مصاحبه‌ها تاکید دارد که «هدف‌مند و برنامه‌ریزی شده» به سراغ موضوع زنان نرفته بلکه «ناخوادآگاه» زنان کنشگر برای او الهام بخش بوده‌اند و به شکل غریزی با آنان جلو رفته و داستان زندگی‌شان را نوشته است.

آقای بیرقی پیش از این، با فیلم‌های «من»، «عرق سرد» و «عامه‌پسند» مطرح شد. هرکدام از این آثار به شکلی تلاش می‌کردند موقعیت زنان را در ساختارهای اجتماعی، فرهنگی و حقوقی ایران به تصویر بکشند. با این حال «بی‌داد» از جهاتی نقطه عطف کارنامه او محسوب می‌شود، زیرا این فیلم برخلاف سه فیلم قبلی، خارج از فرآیند رسمی صدور مجوز و به شکل زیرزمینی و بدون دریافت پروانه تولید در جمهوری اسلامی ساخته شده است.

«بی‌داد» بدون دریافت مجوز ساخت تولید شده و بازیگران زن آن نیز بدون رعایت ضوابط رسمی حجاب اجباری جلوی دوربین رفته‌اند. به همین دلیل، از همان ابتدا چشم‌انداز روشنی برای اکران عمومی فیلم در ایران وجود نداشت. این موضوع نشان می‌دهد که سازندگان فیلم از محدودیت‌های پیش روی نمایش رسمی آن آگاه بوده‌اند.

پس از پایان مراحل فنی که نزدیک به دو سال به طول انجامید، «بی‌داد» برای نخستین بار در تیرماه ۱۴۰۴ در پنجاه‌ونهمین جشنواره بین‌المللی فیلم کارلووی واری جمهوری چک به نمایش درآمد. حضور این فیلم در بخش مسابقه اصلی جشنواره، نام سهیل بیرقی و تازه‌ترین ساخته او را مطرح کرد. «بی‌داد» در نهایت توانست جایزه ویژه هیئت داوران را نیز به دست آورد.

در ۱۱ تیرماه ۱۴۰۵، قبل از نمایش این فیلم در یک جشنواره خارجی، سهیل بیرقی با انتشار تصویر حکم دادگاه در صفحه اینستاگرام خود خبر داد که او و تعدادی از بازیگران و عوامل فیلم با احکام قضایی روبه‌رو شده‌اند. بر اساس حکمی که از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی تهران صادر شده بود، سهیل بیرقی و دیگر متهمان پرونده با اتهاماتی از جمله «تبلیغ علیه نظام»، «ترغیب به فساد»، «تشویق به اعمال منافی عفت» و «تهیه محتوای مبتذل» مواجه شدند.

براساس حکم منتشرشده، کارگردان به عنوان متهم ردیف اول پرونده در مجموع به چهار سال و سه ماه حبس محکوم شد. البته در این حکم امکان تبدیل آن به جزای نقدی معادل ۲۵۰ میلیون تومان نیز در نظر گرفته شده بود. سهیل بیرقی بعدا اعلام کرد اجرای این احکام در وضعیت تعلیق قرار دارد.

در کنار کارگردان، تعدادی از بازیگران و عوامل اصلی فیلم نیز در این پرونده محکوم شدند. لیلی رشیدی، امیر جدیدی، سروین ضابطیان، علی ملاقلی‌پور و پیمان شادمان‌فر از جمله دست‌اندکاران این فیلم بودند که با احکام قضایی روبرو شدند.

ترکیب بازیگران فیلم نیز قابل توجه است. سروین ضابطیان در نقش «ستی» ظاهر شده؛ دختری که آرزوی خوانندگی دارد اما با محدودیت‌ها و موانع متعددی روبه‌رو است. لیلی رشیدی نقش مادری الکلی را بازی می‌کند و امیر جدیدی نیز در نقش شخصیتی به نام «ببین» حضور دارد. انتخاب نام دو شخصیت اصلی داستان توجه برخی از مخاطبان را جلب کرده است. در فیلم، «ببین» از بیان نام واقعی خود طفره می‌رود و تنها با همین نام شناخته می‌شود. همچنین وقتی از «ستی» درباره معنای نامش پرسیده می‌شود، آن را به «سرسختی» و آهن داس مرتبط می‌داند. از این منظر، برخی مخاطبان انتخاب این نام‌ها را واجد لایه‌ای نمادین دانسته‌اند. در لغت‌نامه دهخدا نیز «ستی» نوعی سنان یا نیزه آهنیِ سخت توصیف شده است.

نقدهایی از صفر تا صد

مرور واکنش‌ها نشان می‌دهد که بسیاری از موافقان و منتقدان «بی‌داد» بر یک نکته تاکید دارند: این فیلم را نمی‌توان جدا از فضای سیاسی و اجتماعی پس از جنبش «زن، زندگی، آزادی» تحلیل کرد. یکی از محورهای اصلی اختلاف نظر، میزان موفقیت فیلم در بازنمایی واقعیت زندگی زنان در ایران امروز است. به همین دلیل، واکنش‌ها به «بی‌داد» یکدست نبوده است. برخی مخاطبان این فیلم را از جسورانه‌ترین آثار سال‌های اخیر سینمای ایران می‌دانند، اما گروهی دیگر معتقدند اهمیت سیاسی و رسانه‌ای آن بر ارزش‌های هنری‌اش سایه انداخته است. در عین حال، برخی از انتقادها به محتوای فیلم از سوی مدافعان حقوق زنان و حامیان آزادی‌های مدنی مطرح شده است.

بخش مهمی از حمایت‌ها از فیلم، به خاطر جسارت سازندگانش است. این گروه معتقدند ساخت فیلمی بدون مجوز، با حضور زنان بدون حجاب اجباری و پرداختن مستقیم به ممنوعیت آوازخوانی زنان در داخل ایران، به خودی خود اقدامی قابل توجه و از نگاه آنها قابل تحسین است.

شاهپور شهبازی، نویسنده و کارگردان سینما، در یادداشتی در کانال تلگرام خود، «بی‌داد» را در مجموع اثری «شریف» و «غنیمتی ارزشمند» توصیف کرده و آن را اعتراضی به سرکوب صداها دانسته است.

او دو شخصیت اصلی فیلم، «ببین» و «ستی»، را از نقاط قوت آن می‌داند. به نوشته شهبازی، شخصیت «ببین» مسیری از عصیان و سرگشتگی به سوی مقاومت و حمایت از دیگران را طی می‌کند و «ستی» نیز نمادی از ایستادگی در برابر محدودیت‌هاست.

با این حال، شهبازی معتقد است فیلم در پرداختن به روند تحول شخصیت اصلی خود چندان موفق نیست. به باور او، «بی‌داد» بیش از آنکه فرایند این دگرگونی را به شکلی تدریجی و باورپذیر نشان دهد، بر نتیجه آن تمرکز کرده است. او می‌نویسد فیلم «در سطح موضع اخلاقی به مقصد می‌رسد، اما در سطح فرایند اخلاقی دچار لکنت است».

علی فرهمندی، فعال رسانه در شبکه ایکس ضمن اشاره به کاستی‌های سینمایی فیلم نوشت که برای فیلمسازی که در داخل ایران زندگی و کار می‌کند، پرداختن «بی‌پروا و بی‌محابا به شجاعت و حق‌طلبی زنان ایران اقدامی قابل احترام است.»

او معتقد است قهرمان واقعی «بی‌داد» نه یک شخصیت داستانی بلکه دختران نسل هفتاد و هشتاد ایران هستند؛ نسلی که برای ابتدایی‌ترین حقوق خود از حق انتخاب پوشش گرفته تا حق خواندن و حضور برابر در جامعه ایستادگی کرده است.

در مقابل، برخی منتقدان بر این باورند که اهمیت رسانه‌ای و سیاسی «بی‌داد» تا حدی بر بحث‌های مربوط به کیفیت فیلمنامه و ساختار سینمایی آن سایه انداخته است.

محمدامین اکبری، منتقد فرهنگی، معتقد است شتاب تحولات اجتماعی در ایران باعث شده بخشی از عناصر تابوشکنانه «بی‌داد» تا زمان اکران کارکرد اولیه خود را از دست بدهند. به گفته او، فیلم هم دیر به مخاطبان رسیده و هم از نظر سینمایی اثری چندان قدرتمند نیست. او همچنین شخصیت «ببین» را یادآور برخی ویژگی‌های امیر تتلو می‌داند و گفت‌وگوهای او با «ستی» را بازتابی از مواجهه دو نسل متفاوت در جامعه ایران توصیف می‌کند.

مزدک پنجه‌ای، روزنامه‌نگار، نیز در یادداشتی مفصل با اشاره به آنچه «جسارت» فیلم در تولید و پرداختن به موضوعات آن می‌خواند، فیلمنامه را مهم‌ترین نقطه ضعف اثر می‌داند. به باور او، بسیاری از دیالوگ‌ها توضیحی، مستقیم و کلیشه‌ای هستند و شخصیت‌ها گاه بیش از آنکه در خدمت روایت باشند، دیدگاه‌های فیلمساز را بیان می‌کنند.

پنجه‌ای معتقد است «بی‌داد» در بیان مواضع خود موفق‌تر از زمانی عمل می‌کند که می‌خواهد به یک اثر سینمایی تبدیل شود. او همچنین پایان‌بندی فیلم را شعاری توصیف کرده و نوشته است اثری که در ابتدا می‌کوشد از کلیشه‌ها فاصله بگیرد، در پایان به نوعی شعارزدگی دچار می‌شود.

این روزنامه‌نگار همچنین به برخی جنبه‌های حقوقی روایت انتقاد دارد و نحوه نمایش روند قضایی پرونده شخصیت اصلی را نادقیق ارزیابی می‌کند.

هانا کامکار، خواننده و بازیگر، در اینستاگرام از زاویه‌ای متفاوت به «بی‌داد» انتقاد کرده است. او خطاب به سهیل بیرقی نوشت: «می‌شه شما برای صدای زنان کاری نکنین؟»

انتقاد اصلی خانم کامکار متوجه نحوه بازنمایی زنان خواننده در فیلم است. او معتقد است «بی‌داد» تجربه و تلاش چند نسل از زنان خواننده را در قالب یک شخصیت متمرکز می‌کند؛ در حالی که به گفته او، زنان خواننده در ایران دهه‌ها با وجود محدودیت‌ها به فعالیت خود ادامه داده‌اند و این پیشینه نباید نادیده گرفته شود.

هانا کامکار همچنین به استفاده از صدای پرستو احمدی به جای صدای بازیگر نقش اصلی انتقاد کرده است. به باور او، از آنجا که بازیگر فیلم خود نیز توانایی خوانندگی دارد، می‌توانست از صدای خودش استفاده کند. او همچنین دیالوگ «صدای زنان باعث جابه‌جایی هورمون مردان می‌شود» را بازتاب‌دهنده رویکردی دانسته که به اعتقاد او سال‌ها در برخورد با زنان هنرمند در ایران وجود داشته است.

در میان منتقدان، برخی نیز معتقدند «بی‌داد» در بازنمایی واقعیت سیاسی و اجتماعی ایران بیش از حد محتاطانه عمل کرده است. سپیده حجامی، فعال رسانه، از جمله کسانی است که این دیدگاه را مطرح کرده است. به باور او، «بی‌داد» در ظاهر فیلمی اعتراضی و ضدساختار به نظر می‌رسد، اما در نهایت «تصویری تعدیل‌شده از واقعیت» ارائه می‌دهد.

خانم حجامی معتقد است شخصیت «ستی» می‌توانست نماینده زنی باشد که در نتیجه قوانین تبعیض‌آمیز با محدودیت روبه‌رو شده است، اما فیلم او را به شخصیتی آسیب‌دیده تبدیل می‌کند و از این طریق بخشی از مسئولیت وضعیتش را متوجه خود او نشان می‌دهد.

او همچنین پایان فیلم را نقد کرده و معتقد است شعار «بمان و پس بگیر» بازتاب نوعی نگاه اصلاح‌طلبانه است؛ این ایده که می‌توان بدون تغییر ساختارهای موجود، حقوق از دست رفته را بازپس گرفت.

مینا اکبری، منتقد سینما، ریشه بخشی از اختلاف نظرها درباره «بی‌داد» را در برخورد دو نوع نگاه متفاوت می‌بیند: تجربه زیسته و نقد حرفه‌ای. به باور او، نه تجربه شخصی به تنهایی برای داوری درباره یک اثر کافی است و نه دانش سینمایی می‌تواند درک واقعیت اجتماعی را در انحصار خود بگیرد.

شاید همین تفاوت دیدگاه‌ها توضیح دهد که چرا «بی‌داد» همزمان با تحسین و انتقاد روبه‌رو شده است. فیلمی که برای برخی بازتاب بخشی از تحولات اجتماعی سال‌های اخیر ایران است و برای برخی دیگر اثری که نتوانسته میان اهمیت سیاسی و موفقیت سینمایی توازن برقرار کند. از این منظر، بحث بر سر «بی‌داد» تنها به خود فیلم محدود نمی‌شود، بلکه به نحوه روایت و بازنمایی ایران امروز نیز گره خورده است.